مصرف مواد معدنی و ویتامین‌ها، امر مسلم و درخور توجهی برای رشد و نمو ما موجودات زنده می‌ باشند. هنگامی که بدن توانایی ساختن آنها را نداشته باشد، این برعهده‌ی خود ما است که از راه تغذیه، آن‌ها را به‌ بدن برسانیم. برای همین، غذاهایی که می‌خوریم، باید سرشار از موادی معدنی همچون: زینک (روی)، آهن، منیزیم و غیره و نیز ویتامین‌ها باشد. به راستی، چه کاری ویتامین‌ها و مواد معدنی می‌توانند در بدن انجام دهند که کمبود‌شان علاوه بر اثر سوء بر جسم، روی روان ما نیز اثر بدی می‌گذارند که سبب اندیشه و احساسات منفی می‌شود و فشار روانی را نیز شدت می‌بخشد؟ جای بسی تعجب است که با رسیدن غذا به‌ آن، دوباره کار طبیعی خود را از سر می‌گیرد.
نکته‌ی مهم دیگر، سم‌ زدایی بدن است که ما در ایجاد و نابودی آن نیز نقش مهمی را بازی می‌کنیم.
اولین عناصر آفرینش و پیدایش زندگی، می‌بایستی توسط تابش نورخورشید بر روی ماده‌ی شیمیایی لجن‌های ته دریای قدیم بوده باشد. به‌این معنا که اشعه‌ی نورخورشید، با اکسیده نمودن این مواد، ویتامین 5B (اسید پنتُتِن) را ساختند. این نوع از ویتامین B، ماده‌ای لازم و ضروری است که با پیوستن به‌اسید آمینه، DNA را می‌سازند که سلول‌های بنیادی (ژن) موجودات زنده از آن تشکیل شده است. DNA ـ در طول میلیاردها سال، خود به‌مولکول‌های زیادی از اسید آمینه و چربی و ویتامین‌ها و مواد معدنی تبدیل شدند. این مواد، با کم و زیاد شدن خود، شكل‌‌های گوناگونی از جانداران را نیز ساختند و سرانجام یکی از آن ساخته‌ها انسان شد. زندگی انسان و سایر موجودات زنده که تعدادشان نیز بی‌شمار است، بستگی به‌مواد زیربنایی، یعنی همان گروه از مواد غذایی سازنده‌ی وجودی خود را دارند. اولین موجودات در دریا جان گرفتند. سپس خود را در طی میلیون‌ها سال، از آب به‌خشکی رساندند. به طور طبیعی در ساخت تركیبشان نیز موادی از آب دریا را باخود داشت. بنابراین، یک پنجم از آب بدن ما، متشکل از یک سری موادی معدنی است که شباهت بی‌نظیری به‌ آب دریاهای قدیم دارد.
رادیکال‌های آزاد، سبب پیری زودرس و بیماری:
رادیکال‌های آزاد، نقش مهمی را در ادامه و پیشرفت حیات موجودات زنده‌ی روی زمین، از گیاه گرفته تا حیوان و ما انسان‌ها را برعهده دارند. یکی از آن‌ها، اکسیژن است، که بسیار فعال است، به طوری که الکترون‌های آزاد را نیز می‌دزدد و این کار برای بدن حکم گوهر را دارد. این کار هنگامی رخ می‌دهد که سلول‌های بدن اکسیژن زیادتری برای سوخت مواد و برای به‌دست آوردن انرژی مورد نیاز خود صرف کنند. از 5/3 میلیارد سال پیش، تبدیل مواد شیمیایی ساخته شده توسط رادیکال‌های آزاد سبب پیدایش اولین نشانه‌ی زیست موجود زنده شد. البته، رادیکال‌های آزاد همان‌طور که مفید‌ند، ویران‌کننده نیز هستند. زیرا در آن زمان توانستند گروهی از نیروهای دفاعی بدن چون ویتامین C و ویتامین E را نابود کنند. از آن زمان تا بحال  بدن دیگر استعداد ساختن آن‌ها را در خود ندارد. تنازع بقاء، بجای امتداد در خط مستقیم، اغلب  به صورت خط زیگزا ل را طی می‌کند. مثل اینکه گفته، شنیده و دیده شده است که تولد دوقلوها اغلب در نسل بعدی خانواده رخ می‌دهد. مثالی دیگر می‌آوریم. در حدود 25 تا 70 میلیون سال پیش، برای نسل بشر رویدادی اتفاق افتاد که وی نتوانست دیگر ویتامین ‌E و C را در بدن خویش بسازد. اما، خوشبختانه نوعی از نژاد آنها با نام هوموساپی‌ین  - که می‌بایستی در جایی نزدیک به‌خط استوا بوده باشند-، یعنی نواحی گرمسیر که مرکبات رویش بیشتری دارند، توانستند زنده بماندند. پس شاید به‌این دلیل، نسل کنونی انسان برچیده نشد و تاکنون نیز توانسته است به‌زندگی ادامه دهد. زیرا، آنها هنوز بهمان ترتیب پیشین می‌توانند ویتامین C خود را از دنیای خارج از تن خویش بدست آورند. پس با این وضع، هر انسانی با توجه به‌سن و سال و اوضاع کار و زندگی و میزان فشار روانی خود، روزانه به‌مصرف ‌مقدار قابل توجهی موادی نیاز دارد که حاوی ویتامین C باشد. البته، در این باره، گفته شده است که شاید موجود اولیه‌ی وجود انسان به‌دلیل رشد و پیشرفت خود، این خاصیت را ازدست داده باشد. باید یادآوری نمود، ویتامین C، آنتی‌اکسیدانت مهمی است که کمبود آن ، موجب دردسرهای فراوانی خواهد شد. زیرا در ساختن رادیکال‌های آزاد در بدن، سهم بسزایی دارند که زیادی این رادیکال‌ها سبب خرابی سلول‌های بدن خواهد شد. زیادی آنها سبب یک سری دگرگونی‌ها در سلول‌های بنیادی (ژن)
می شود  که تولید چروکیدگی اعضا و اندام‌ها و پیری زودرس و بیماری می‌کند که به‌ نسل‌های بعدی نیز به‌ارث می‌رسد.
ضرورت مواد معدنی برای زیست:
پنج درصد از وزن بدن انسان‌ها را مواد معدنی تشکیل می دهد. معنی آن این است فردی با وزن 70 کیلوگرم، 5/3 کیلوگرم وزن او  مواد معدنی (مینرال) است.
مواد معدنی از ویتامین‌ها مهم‌تر هستند، زیرا قابل ساختن و پرداختن در بدن نیستند. کمبود آن نیز باید توسط مواد 100 درصد طبیعی و ارگانیک رفع شود. درواقع آن‌ها به‌مثابه فتیله در شیمی حیات بشر هستند، که با روشن نمودن آن، موجودات زنده انرژی روانی و جسمی می‌گیرند. میزان انرژی ارگانیسم موجود زنده، بستگی به‌مواد معدنی دارد. آنها انرژی‌زا و انرژی‌دهنده هستند و بدون آنها بشر شوق زیست را ازدست می‌دهد و احساس سرخوردگی و حقارت پیدا می‌کند. مواد معدنی، به‌مانند ذراتی  هستند که بار الکتریکی منفی دارند و نقش مهمی را در بدن بازی می‌کنند.
مواد معدنی زیربنای هورمون‌ها و آنزیم‌ها و ضامن سلامتی:
مواد معدنی، بخش ثابت و زیربنایی هورمون‌ها و آنزیم‌ها  هستند، تا حدی که می‌توانند در آنزیم‌های بدن تغییر ایجاد کنند. در طول جریان زندگی ما، کار آنها سیر ویژه‌ی خود را دارد که تنها از خودشان بر می‌آید. طی سال‌های اخیر، بخاطر کسب دانش بشر در مورد مواد معدنی و نقش آنها در بدن، ما باید سپاسگزار باشیم. زیرا با این آگاهی نسبی است که امروزه در باب آنها راحت‌تر می‌توانیم حرف بزنیم. وظیفه‌ی ما ایجاد تعادل این مواد در بافت‌ها و مایعات درون یاخته‌ها و اعضای بدن است. زیرا که به‌این وسیله می‌توانیم سلامتی خود را تضمین کنیم. بدن خود تا چه اندازه از راه تغذیه در جذب آن سهم دارد، این دیگر بستگی به وضع بدن و سن وسال، میزان اسیدهای معدوی، آنزیم‌ها، و فلورای سالم روده‌ی هر فرد دارد.
باید خاطرنشان نمود که فلورای روده‌ها ،نوعی میکروارگانیزم یا باکتری‌هایی هستند که تا زمانی که درون بدن هستند مفید، و هرزمان که خارج شوند تا سرحد مرگ زیان‌آورند. از آن جمله می‌توان، به‌یک دسته باکتری شناخته شده - که در مدفوع  (حیوانات گوشتخوار) وجود دارد- اشاره کرد. فراموش نباید کرد که فلورای سالم در روده‌ها بستگی تام با مصرف مواد سبوس‌دار و سبوس‌زا  دارد که روزانه از راه صرف مواد غذایی وارد بدن ما شود. بدن افراد گوناگون نیز در برابر قرص‌های ویتامین و مواد معدنی، واکنش گوناگون نشان می‌دهد. هر زمان که بدن دیگر به هر‌دلیلی توانایی ساختن این‌گونه مواد را نداشته باشد، وظیفه‌ی خود ما‌ست که در تامین این مواد اقدام کنیم، و با مواد غذایی حاوی ویتامین و مواد معدنی، کمبود را جبران کنیم. از این جهت ما به‌گیاهان و استعداد پذیرش و ترکیب و تولید آن در زمین خاکی نیاز فراوانی داریم.
فقر غذایی سبزی ها و میوه‌ها :
در سال‌های آخر این سده، کشاورزان تهی‌دست و کوچک شروع به‌کشت وکار متعدد در زمین زراعی خویش می‌کنند. باکمال تأسف باید خاطرنشان کرد که تولیدات آن‌ها دیگر غنی نیست و خاصیت غذایی چندانی در گیاه و میوه‌های دست‌آوردشان وجود ندارد. در یک حساب سرانگشتی می‌توان به سادگی گفت که کاشت یک تُن گوجه فرنگی در 4000 مترمربع زمین، 400 کیلوگرم از انرژی زمین را کم می‌کند. این میزان را می‌توان به‌زمین برگرداند اما نه با روش سرسری کود دادن بومی، زیرا، برای تولید موادی چون نیترات، فسفر، پتاسیم و تاجای ممکن کلسیم، در زمین زراعی، شخص نیاز به ‌16 نوع موادمعدنی گوناگون دارد تا آن زمین دو باره بتواند به حدودی به شرایط کاشت مناسب برسد .موادغذایی نیز مانند بدن ما انسان‌ها، باید از یک میزان کافی مواد سیراب شود تا بتواند دربرابر عفونت‌ها،مقاوم بوده و تولیدات مفیدی عرضه کند.
متاسفانه این روزها، برخی از انواع گوجه فرنگی و خیار و توت فرنگی را در گلخانه و با کود شیمیایی پرورش می‌دهند. این دیگر چگونه سبزی و میوه‌ای می‌تواند باشد؟!
در کتابی بانام قدرت مواد معدنی  نوشته‌ی پاول برگنر  چنین آمده است که در امریکا سبزیجاتی همچون کلم، کاهو، گوجه فرنگی و اسفناج در زمینی 80 ساله کاشته می‌شوند که مواد لازم آن از 400 میلی‌گرم به ‌70 میلی‌گرم رسیده است. یعنی که خوراک تهیه شده از این مواد یک ششم آن مقدار مواد معدنی‌ را دارد که در ابتدای سال 1900 در خود داشت.
موادمعدنی و ویتامین کافی در کشت ارگانیک
 پژوهشگر امریکایی ب. اسمیت در سال 1993 در شیکاگو به‌این نتیجه دست یافت که مواد معدنی درون سیب، گلابی، سیب زمینی، گندم و جو که از راه درست و بنابر موازین کشاورزی ارگانیکی کشت می‌شوند، مواد معدنی آن‌ها دو برابر نوع غیرارگانیک‌ می‌باشد. پژوهشگران در کشورهای شمالی (اسکاندیناوی) در این مورد هم‌عقیده هستند که سبزی‌های تهیه شده با شیوه‌ی نادرست یا با مواد غیرطبیعی، موادمعدنی و ویتامین کمتری در خود دارند تا آن‌ها که با طریقه‌ی ارگانیک و درست (اکولوژی) یعنی روشی بدون کارگیری هرگونه مواد مصنوعی به‌عنوان کود و یا پاشیدن موادشیمیایی و سمی تولید  می‌شوند. در ایران خودمان اوضاع چگونه است؟
کشت غیر ارگانیک محصولات غذایی تنها شکم پر کن است:
نیترات نیروی حیات را در زمین های زراعی می‌آفریند. گیاهان و گل‌ها بدون داشتن نیترات کافی در خود نمی‌‌توانند مواد دیگر را از زمین جذب کنند. محصولات زمین های زراعی بدون نیترات کافی،  مواد نشاسته‌ی ساده بوده و چیز دیگری ندارد. زیرا که میزان مواد آلی شامل ازت در بیوشیمی آن‌ها ناچیز است. با زبانی ساده‌تر، تنها شکم پرکن هستند و خاصیتی برای رساندن ویتامین و مواد معدنی لازم به‌بدن را ندارند. ازطرفی، پژوهش در امر کشاورزی نشان داده است که اگر از کود شیمیایی برای زمین استفاده شود، گیاهان مصونیت دفاعی کم‌تری دارند. برای مثال انتی اکسیدانت کمتر و مواد رنگی  در انواع توت‌ها و میوه‌های رنگی دیگر و ترشی ویتامین سی در مرکبات کمتر بوجود می‌آید. در سلول‌های دفاعی گیاهان نیز همچون بدن ما انسان‌ها و سایرحیوانات مکانیزم سم‌زدایی وجوددارد، که تنها از راه اسلوب درست تغذیه، مقاومت آنها در برابر عوامل خارجی بالا می‌رود.
انرژیی که ما از گیاهان بدست می‌آوریم، بستگی تام به‌کیفیت آن‌ها دارد. زمانی که ما آن‌ها را غیراصولی کشت وکار و دستکاری کنیم، انتظار بی‌جایی است که توقع درمان و سلامتی از آن‌ها داشته باشیم، بلکه برعکس بهمان نسبت به‌خود آسیب می‌رسانیم.
سبزیها و میوه‌ ها در پست‌ترین کیفیت:
ناگفته نماند که سبزی و میوه‌ای که ما از سوپرمارکت‌ها خریداری می‌کنیم از پست‌ترین و پایین‌ترین کیفیت تغذیه برخوردار است. در برخی از آنها، نشان داده شده است که هنوز از آنتی‌بیوتیک‌های مصرف شده در کشت آنها، یافت می‌شود که از آن در نوع ارگانیک خبری نیست. در 39 درصد از مواد غذایی کشاورزی در سوئد، از بقایای کود مصرفی یافت می‌شود. درعوض در محصولات ارگانیک (اکولوژی) نیست. تصور اینکه هر آن چه ما دردسترس داریم و در دهان می‌گذاریم، مواد معدنی و ویتامین کافی دارد و نیاز ما را برطرف می‌کند، دیگر خواب وخیالی بیش نیست.
تأثیر مثبت انواع مواد معدنی‌:
1- فسفر Phosfor  با همیاری و همکاری کلسیم که یکی از دیگر مواد معدنی (مینرال) می‌باشد کار استواری دندان‌ها و استخوان ‌بندی اسکلت بدن انسان را برعهده دارند. تأثیر آن با همراهی دیگر مواد معدنی است که شدت‌‌ می‌یابد. در جداره‌ی یاخته‌ها (سلول‌ها) یافت می‌شود.
2- ید Iodine  بخش ضروری ساخت و تولید و ترشح و تنظیم هورمون در غده‌های تیرویید است.
3- آهنIron  که برای ساختن گلبول قرمز و عملکرد آن در مغز بسیار مهم است.
4- کلسیم Calcium در ساخت، ترمیم و سلامت دندان‌ها و اسکلت ‌بدن در درجه‌ی بالایی از اهمیت قرار داشته که برای جریان‌‌ خون و دلمه نشدن آن مهم است. در هورمون و آنزیم‌سازی،     ماهیچه‌ها، و سیگنال اعصاب به‌ماهیچه‌ها برای باز و بسته شدن سهم خود را دارد.
5- کلیوم Calium  میزان آب بدن و ضربان قلب را تنظیم می‌کند. در کارکرد ماهیچه‌ها مهم است. تعادل در هورمون‌های بدن و علامت دادن اعصاب نیز همچون نمک سهم بسزایی دارد.
6- کیسل Kiselsyer  ماده‌ی شیمیایی که مخلوطی از اکسیژن و هیدرژن و سیلیکون، در ساخت استخوان و سه بعدی نمودن کلاژها و نیز ساختمان و کش آمدن پوست و جدار رگ‌های خونی و التیام و شفایافتن زخم سهم دارد.
7- کبالت Cobalt نوعی مواد معدنی که در ساخت گلبول قرمز مصرف می‌شود.
8- مس Copper  در ساخت طبیعی گلبول قرمز و بافت‌های پیوندی مصرف می‌شود و نیز به‌مانند یک ماده‌ی شیمیایی خود آهن را در هموگلونین آزاد می‌کند.
9- کروم Chrom  که در خردکردن و تنظیم گلوکز یا قندخون اثر مهمی دارد.
10- منیزیم Magnesium در فعال کردن صد‌ها آنزیم دخیل می‌باشد و عصب و ماهیچه‌ها را یاری می‌دهد. درضمن مغز را از خواب‌ آلودگی نجات می‌دهد.
11- سِلِِن Selen  برای رشد ونمو طبیعی ضروری و برای آنتی‌اکسیدانت کردن آنزیم‌ها مناسب است.
12- گوگرد Sulfur برای پروتیین در ماهیچه‌ها و مو و نیز در دفع سم از بدن مهم است.
13- روی Zinc , Zink در امر سوخت‌وساز بدن،هضم غذا، آزادکردن اکسیژن، روبستن زخم، سهم خود را دارد و نیز بخش ثابت از آنزیم‌ها به شمار می‌رود. برای هوشیاری مغز و درک جهان خارج نیز مهم است.
معرفی انواع ویتامین‌ها:
واژه‌ی ویتامین از ویتا‌ی لاتین گرفته شده است و به‌معنی زندگی است. ویتامین‌ها به‌آنزیم‌های گوناگونی متصل  شده وکوآنزیم را تشکیل می دهند که کنش و واکنش‌ها را در بدن شدت می‌بخشند. از این رو می‌شود درک کرد که برای تنظیم سوخت‌وساز بدن تا چه اندازه اهمیت دارند. ویتامین‌ها در چربی یا در آب حل می‌شوند. از آن میان( A ـ D ـ  E ـ  F ـ K) در چربی و (B ـ C ـ H ) در آب حل  می‌شوند.
1- کمبود ویتامین A می‌تواند به‌شبکوری منجر شود. 3500 سال پیش در مصر قدیم به‌مردم یادآوری می‌کردند که جگر خروس بخورند تا در نور ضعیف بتوانند بهتر ببینند. کمبود ‌‌بتاکارتن و ویتامین A تا 800 درصد خطر دچار شدن شخص به‌بعضی از انواع بیماری‌های سرطان را تشدید می‌کند.
2- گروه ویتامین‌های B عبارت اند از: 1B  2B 3B 5 B 6 B B10    B12. که مهم‌ترین بخش از فعالیت انسان به‌آن‌ها وابسته می‌باشد. تنها  B6 به طورتقریبی بیش از صد آنزیم گوناگون را رهبری می‌کند. کمترین دشواری از کمبود آن: سردرد، خستگی‌، بی‌اشتهایی، افسردگی، یبوست و نداشتن شوق به‌زندگی می‌باشد.
3- ویتامین C در مقاوم کردن بدن در برابر عفونت‌ها و نیز برای جلوگیری از  خونریزی های زیرپوستی، خوریزی لثه ها، درون سوراخ‌های  بینی، داخل پلک‌ها، مجاری تناسلی، کانال‌های گوارشی و تنفسی می‌باشد.
در زمان‌های گذشته در اثر بیماری اسکوربت  تعداد بسیاری جان خود را ازدست دادند. برای مثال در جنگ‌های داخلی امریکا، نزدیک به ‌30 هزار نفر از سربازان در اثر بیماری اسکوربت جان باختند. در دوران باستان در اثر طاعون که یک بیماری عفونی است، تعداد بیشماری نابود شدند و نیز در اثر بیماری‌های التهاب و عفونت ریه‌ها افراد زیادی جان باختند که آن دو نیز رابطه‌ی مستقیم با کمبود ویتامین ث و بیماری اسکوربت دارد. این تعداد تا 25 میلیون تخمین زده شده‌اند.
4- ویتامین D:ِ این ویتامین در افزایش جذب فسفر و کلسیم از روده‌ها و کاهش دفع آن از راه کلیه‌ها، به ‌سوخت‌وساز استخوان‌ها یاری می‌رساند. تعداد آن پنج نوع است. در اثر کمبود آنها دندان‌ها صدمه می‌بینند. در اسکلت بدن نیز تغییراتی شكل  می‌گیرد. به‌این نوع از بیماری، راشیتیسم کودکان یا بیماری انگلیسی (زیرا در زمان گذشته در محله‌های فقیرنشین انگلیس این بیماری بسیار معمول بود) می‌گویند، در بزرگسالان سبب استئومالاسی  و در اشخاص مسن سبب پوکی استخوان می‌شود.
ویتامین D رابطه‌ی مستقیمی با آفتاب (نور ماورای بنفش) دارد، قرارگرفتن 10 تا 20 دقیقه در زیر نورخورشید، می‌تواند مصرف روزانه‌ی شخص را تامین کند. درضمن دستگاه اعصاب و ضربان قلب را نیرو می‌بخشد. کمبود ویتامین D سبب ضعف دستگاه ایمنی بدن می‌شود. برای جلوگیری از وقوع انواع سکته‌ها و شفای زخم‌ها ضروری است. برای مثال بعداز هر عمل جراحی، بدن نیاز فراوانی به‌ویتامین D دارد.
5- ویتامین‌ E : تعادل و تنظیم نمودن هورمون پروژسترون در جنس نر و استروژن در موجود ماده به‌ویتامین‌ای وابسته است و مهم تر  از آن، مقاومت بدن را دربرابر ویروس‌ها و مبارزه با آن‌ها زیاد می‌کند. باید تاکید کرد که بدن خود دیگر نمی‌ تواند آن را بسازد.
از تمام مطالب یادشده ویتامین  D3 است که توسط نورماورای بنفش در بدن ما تولید می‌شود. زیست طبیعی و سالم نیز استعداد تولید ویتامین K و ویتامین‌های  گروه  B را در بدن به‌ دلیل فلورای روده‌ها می‌تواند فراهم  کند، درغیراین صورت از راه مواد غذایی باید تأمین شود.
نابودی ویتامین‌ها در اثر کشاورزی و آشپزی غیر اصولی
با تأسف بایدگفت که امروزه به‌دلیل کشت و کار نامناسب و بدون اصول درست کشاورزی و کودهای شیمیایی و نیز چیدن بی‌‌رویه و نارس محصولات برای حمل و نقل و رساندن به اقصی نقاط جهان، دیگر سبزی و میوه‌ها خاصیت خود را ازدست داده‌اند. آشنا نبودن به‌ شیوه‌ی درست آشپزی (برای مثال، در آب قرار دادن بی‌‌اندازه‌ی سبزی و میوه‌ها و پختن مواد خام در زیر درجه‌ی زیاد گرما)، نیز می‌تواند ویتامین‌ها را نابودکند.
ویتامین و موادمعدنی ، واقعیت چیست؟
مواد معدنی و ویتامین‌ها نمی‌توانند بدون یکدیگر کاری انجام دهند. تنها یک نوع از موادمعدنی خود خاصیت کم یا زیادشدن دارد و با پیوستن دستکم یکی از دیگر مواد می‌تواند کار خود را بخوبی انجام دهد. برای مثال: اگر شخصی به‌ویتامین سی نیازدارد، باید بدن وی انباری از مس را داشته باشد. برای گرفتن مس نیز باید بدن از پیش آهن و سلن و کلیوم را دارا باشد. اگر بجای هرچیزی شخص در زیاد گرفتن ویتامین سی کوشش  کند آن زمان کمبود مس سبب بالا رفتن آهن بدن می‌شود. ویتامین و مواد معدنی نسبت به‌شرایط یکدیگر مدیون و مسئول هستند، و هرکدام از آنها دو وظیفه دارد.
1ـ همکاری درجهت نیرو دادن به‌ یکدیگر.
2ـ وظیفه‌ی هرکدام نسبت به‌ دیگری متفاوت و خصمانه است، به طوری که درصورت نداشتن تعادل دیگری را ضعیف و خراب می‌کنند.
پس وظیفه‌ی ما در شناختن آنها و وظایفشان بسیار مهم است. در داخل سلول‌ها موادغذایی دوستانه بایکدیگر همکاری دارند. برای مثال مس و آهن باید در خدمت باشند تا بتوانند هموگلوبین (مواد اکسیژن‌دار در گلبول قرمز) درست جذب شود. کلسیم و فسفر و منیزیم باهم برای سالم نگاهداشتن اسکلت بدن ما همیاری می‌نمایند. ویتامین ث خاصیت آهن را زیاد می‌کند. ویتامین دِ سبب جذب کلسیم می‌شود. اگر ما کلسیم زیاد مصرف کنیم، روی، آهن، فسفر و منیزیم، کم می‌شوند. بدون درنظر گرفتن مقدار لازم هرکدام از این مواد، نه تنها بدن را در معرض خطر قرار می‌دهیم، بلکه سبب می‌شویم تا کار خود را نیز به طور طبیعی انجام ندهد. اگر تصمیم گرفته‌اید که ویتامین یا مواد معدنی زیادتری به‌صورت قرص بخورید، بهتر این است با آدم‌های کارآمد در این باره نیز مشورت کنید. در سال‌های بین 1945 ـ 1935 بسیاری از مواد بصورت‌های گوناگون قرص و کپسول  ارزان، در اختیار مردم قرارداده شده بود که با استقبال نیز روبرو شد. ولی بعدها پژوهشگران دریافتند که آنها خالی از ضرر نیستند و حتی در ما بیماری‌هایی را نیز تشدید می‌کنند. این نظریه تب داغ افراد مصرف کننده را
فرونشاند. موجود بودن آنتی بیوتیک و سولفات در آن‌ها، شاید نظرها را به‌خود جلب کرد و سبب شروع پژوهش‌های بیشتری شد.
مواد سالم غذایی از همه بهتر و بی‌‌زیان‌تر است که بدن را مقاوم کرده و سبب  پیشگیری بسیاری از بیماری‌ها نیز می‌شود
درمان از طریق موادغذایی به عنوان دارو:
لینوس پاولینگ دانشمند و نویسنده‌ی امریکایی (1994 ـ 1901) اولین فردی بود که وجود ویتامین‌ها و مواد معدنی را دلیل تندرستی بشر دانست. وی دو بار نخست 1954 برای شیمی و بار بعدی 1962 برای صلح، جایزه‌ی نوبل را نصیب خویش گردانید.
وی گفته بود: «غذا خود داروست و با آن می‌توان بدن را به حالت تعادل درآورد». وی کشف نمود که اصطلاح داروی اُرتومولکول (ارتو به‌معنای پاکیزه یا مناسب) این است که شخص خود برضد میزان نبودن مولکول‌ها قدعلم کند. وی نخست روی مسأله‌ی روانی و تعادل آن تأکید نمود. وی در کشف خود براین عقیده بود که بسیاری از نامیزانی‌های روانی را می‌توان با ویتامین‌ها و مواد معدنی اضافی و کنترل شده  معالجه نمود. گرچه در سال‌های دهه‌ی آخر اهمیت مواد غذایی و ویتامین‌ها و موادمعدنی و رابطه‌ی آنها با مشکلات روانی روشن  شده است، ولی هنوز روانشناسان در این مورد تردید دارند. برای نمونه ثابت شده است که کمبود ‌ویتامین B-6 و B-3 مغز را در درک واقعیات و تصورات طبیعی عوض می‌کند. این نوع رفتارها سرانجام پیشرفت نموده و به‌حرف زدن باخود و ناهنجاری کشیده می‌شود. افراد مبتلا به‌جنون جوانی به طور طبیعی از کمبود روی و B-6 رنج می‌برند. کمبود ‌ویتامین B-12 شخص را به‌افکار نامناسب و رفتار ناهنجار و اجباری می‌کشاند. یکی از معمولی‌ترین دلایل بیماری‌های عصبی نه تنها کمبود مواد است، بلکه زیادی مصرف مواد مصنوعی موجود در قوطی‌ها‌ست که بدن را به‌کمبود مواد گوناگون از دسته‌ی ویتامین های گروه B  دچارمی‌کند.
دکتر و پژوهشگر کانادایی ،آبراهام هوفر که دنباله روی لینوس پاولینگر نیز می‌باشد، در سال 1955 به طور رسمی افکار خود را منتشر نمود. او ثابت می‌کند که ویتامین B-3 در پایین آوردن کلسترول نیز کمک ارزنده‌ای می‌کند. وی در سال 1978 نخستین کتاب خویش را با نام تغذیه‌ی گیاهی انتشار داد. این اندیشه پایه‌ای بود برای اثبات این موضوع که اندازه‌ی مناسبی از داروهای گیاهی می‌تواند ازنظر فیزیکی و روانی انسان را متعادل کرده و سبب تثبیت سلامتی وی شود.
 ارتومولکول به‌عنوان غذا، ذهن انسان را بدون هیچ تردیدی بجانب "درمان از راه موادغذایی بعنوان دارو" متوجه می‌کند. این ممکن است راه چاره‌ای باشد که بدن را بنابر ساخت طبیعی خود رشد و تعادل داد. در واقع این به‌همان اندیشه‌ای بر می‌گردد که نخست در سال 1930 به طور تئوری مطرح و پایه‌گذاری شده بود.
درمان با ویتامین و مواد معدنی بصورت قرص:
هنر درمان با ویتامین و مواد معدنی بصورت قرص هنوز بسیار جوان است. اولین قدم‌ها برای این آگاهی در اوایل سال‌های 1900 برداشته شده بود که ویتامین‌هایی شناخته شد. زیرا، پزشکان در جنگ جهانی اول برای جلوگیری از بیماری‌های جدی و مرگ‌آور سربازان شروع به‌تحقیق و پژوهش نمودند. آنها دریافتند که با اندک دوز (دوز: مقدار و اندازه) از این مواد می‌توان بیشترین فایده را برد. امروزه در کشورهای شمالی بنحو قابل توجهی توجه مردم نسبت به‌کارکرد ویتامین و مواد معدنی در بدن جلب شده است، و چشمان آنها به‌کمبود این مواد در مواد غذایی نیز دوخته شده ست، و خیلی ساده آن را دلیل روشنی برای بسیاری از بیماری‌ها می‌دانند. آنها معتقدند که مصرف قرص‌های ویتامین و مواد معدنی ،امری واجب برای جلوگیری از دچارشدن به‌ بیماری‌ها است.
هرچقدر عادات اشتباه در امر تغذیه در نزد افراد زیادتر، و کمبود مواد در موادغذایی بیشتر شود، مصرف قرص‌های موردنظر بطرز چشمگیری افزایش می‌یابد. ولی فراموش نباید کرد که مصرف بدون رویه و بدون آزمایش مواد معدنی و ویتامین‌ها و نیز زیاد و کم شدن آنها در بدن می‌توانند مضر باشند. برای مثال زیادی مِس در بدن افسردگی، چاقی، پی ام اس  و دردهایی در جلوی سر را بهمراه می‌آورد.
روی، برای بالابردن مصونیت بدن و درنتیجه جدال با ویروس بسیار ضروری است. اما درصورت مصرف اضافی اثر را معکوس می‌کند و می‌تواند بدن را بیشتر آماده‌ی پذیرش عفونت ویروسی  کند.زیادی آهن، میگرن و التهاب مفصل  و سرطان می‌آورد.
آزمایش مو جهت تعیین مواد معدنی و فلزات سنگین :
 امروزه برای زیاد وکم بودن مواد معدنی آزمایش بافتی توسط موی سر انجام می‌گیرد. به‌این ترتیب با بریدن اندکی از موی چسبیده به‌پشت گردن می‌توان نتیجه‌ی رضایت‌بخشی برای تجزیه‌ی مواد معدنی و مواد اسپور  و فلزات سنگین از قبیل سرب و جیوه بکاربرد. این نوع آزمایش‌‌ها می‌تواند هورمون‌های مصرفی آخرین ماه‌های یاخته‌ها را بسادگی نشان دهد.  امروزه در کشور سوئد، پزشکان با آزمایش مزبور، درصورت نیاز شخص، میزان داروهایی از این دسته را ازبین صدها نوع از انواع قرص‌های موادمعدنی و ویتامین‌ها برای مراجعه‌كنندگان خود نسخه می‌نویسند.
 عمل تشخیص مواد معدنی از راه مو درحدود 20 سال عمردارد که بیوشیمیست آمریکایی دیوید واتز آن را ابداع نمود. وی با آزمایش بیش از 200 هزار تجزیه‌ی موادمعدنی از راه مو بر روی افراد توانست رابطه‌ی بین هورمون‌ها، عصب و مصونیت بدن با ویتامین‌ها و موادمعدنی را پیدا کند.
وی همچنین با این آزمایش‌ها دریافت که دو نوع متابولیسم (سوخت‌وساز) تند و کند وجود دارد که هرکدام نیز به‌ چهار دسته تقسیم می‌شوند. این راهی بود تا پژوهشگران را در باب تند و کند شدن آنتی اکسیدانت در سلول‌ها راهنمایی  کند.
سوخت‌ و ساز (متابولیسم) خاص هرشخص مثل اثرانگشت :
زمانی که موادغذایی در سلول‌ها (یاخته‌ها) به‌وسیله‌ی اکسیژن ناشی از دم می‌سوزد (اکسیداسیون)، تولید انرژی و آب و کربن   (CO2)و سمومی دیگر(که از راه هوا و غذا وارد بدن شده اند) می‌کند. برای مثال یک سیب قاچ شده اگر در معرض هوا قرار بگیرد، قهوه‌ای رنگ می‌شود ،یعنی اکسیده (اکسیژن زده) می‌شود. اما، هنگامی که یک قطره لیموترش بر روی آن چکانده شود ،در اثر ویتامین-ث لیمو، قسمت بریده شده رنگ طبیعی خود را حفظ می‌ کند. برای بیان این که سلول‌ها تا چه اندازه موادغذایی را مفید به‌مصرف می‌رسانند، واژه‌ی متابولیسم را بکار می‌گیریم. یا به‌زبان ساده‌تر سوخت‌وساز بدن نامیده می‌شود. متابولیسم در سلول‌ها، توسط دستگاه هورمونی و دستگاه اعصاب کنترل می‌شود.  این دستگاه‌ها روی جذب مواد و انبار شدن و نیز جداشدن مواد زائد از سلول‌ها اثر می‌گذارند.
همان‌طور که هرشخصی یک نوع اثرانگشت ویژه‌ی خود را دارد، هر فردی نیز متابولیسم بدنی خود را دارد. این یکی از اکتشافات راجر ویلیام پژوهشگر بود که برای نخستین بار توسط وی کشف گردید. وی در این باره عقیده دارد که بدن یک کودک از یک خانواده می‌تواند به‌ویتامین و مواد معدنی خاص خود نیاز پیدا کند که ربطی به‌افراد دیگر خانواده نداشته باشد. دلیلی ندارد افراد یک خانواده، که در زیر یک سقف زندگی می‌کنند، نیاز بدنشان به ‌مواد – برای زندگی سالم - یکسان باشد.
تنظیم متابولیسم توسط هورمون‌ها و دستگاه عصبی :
انرژی مصرفی بدن هرفردی را هورمون‌ها و دستگاه عصبی وی تنظیم می‌کنند. دستگاه عصبی به‌دو نوع ارادی و غیرارادی عمل می‌کند، که هر نوع آن در بدن دو گونه فعالیت و وظیفه دارند: خودآگاه و ناخودآگاه. که نوع غیرارادی ناخودآگاه مسئول ارگان‌های درونی بدن می‌باشد.
 متابولیسم سریع و تند - رهبری سوخت‌وساز در بدن این افراد (دارندگان سوخت‌وساز تند) با دستگاه عصبی ارادی است. بازده و واکنش آن نیز: بالارفتن و بهم خوردن هورمون فشار روانی آدرنالین و نورآدرنالین در غدد فوق کلیوی و هورمون رنین در کلیه‌ها که بالارفتن فشارخون را سبب می‌شود و نیز موجب ترشح غدد تیرویید می‌باشد که: حرارت بدن، خلق وخو و نیز کنترل ماده معدنی کلسیم را برعهده دارند. این قبیل کارکردها سبب سوزاندن زیادی اکسیژن و درنتیجه خرابی سلول‌ها را فراهم می‌کنند.
درصورت، کندبودن سوخت‌وساز بدن، دستگاه عصبی غیرارادی است که دستوردهنده می‌باشد، و کارهای گفته شده در بالا را کند می‌کند که بازده آن نیز سلامت بیشتر سلول‌ها است.
متابولیسم سبب تعیین جذب موادغذایی و ابتلای به بیماری!
انسان‌ در ابتدای تولد، با یکی از این گونه‌ها متولد می‌شود. این خاصیت تند یا کند بودن تمام زندگی وی را رهبری می‌کند، تا جایی که درجه‌ی جذب و بکارگیری موادغذایی را نیز تعیین کرده و برای بدن تصمیم می‌گیرد تا به‌ کدام بیماری دچارشود! همان است که در روی درک ما از اطرافیان و محیط اطراف نیز تأثیرگذارده و ما را عاشق (برای آمیزش جنسی) یکدیگر نیز می‌کند.
وراثت نیز نقش مهمی در این امر دارد و سبب می‌شود که ما  از غذا، نوع خاصی از مواد معدنی را جذب کنیم. سوخت‌وساز بدن از همان اوان انعقاد جنین، در شکم مادر تعیین می شود.
اشخاص با متابولیسم سریع به طور طبیعی کلسیم و منیزیم را نه جذب کرده و نه از دست می‌دهند. درعوض فسفر و کلیوم و ناتریوم را زیاد دارند. درعوض اشخاص با سوخت‌وساز کُند، بدنشان سازی مخالف می‌زند. به‌زبانی ساده‌تر فرد با سوخت و ساز کُند، درجه‌ی بالایی از کلسیم و منیزیم را داشته، ولی فسفر و کلیم و ناتریم را کم دارد.
ما از اجداد خویش یک سری موادمعدنی و مواد سپور (مواد اولیه‌ی زیست) را به‌ارث می‌بریم. سپس با همان کم و یا زیادی تعادل، متولد و در آینده نیز خوش آمدگوی بیماری یا بیمارهای ویژه‌ی این عدم تعادل و نامیزانی می‌شویم. طبیعی است که اگر ما برای این مسایل و نداشتن هماهنگی و تعادل،  کاری انجام ندهیم، عادت‌ها و روش‌های نامیزان در طی سالیان عمر ما به‌عمیق‌ترین طبقه‌ی وجود‌مان، خود را می‌کشانند و در آنجا می‌مانند. پس همیشه ما در بدن خود از کمبود مواد معدنی و یا از زیادی آنها رنج خواهیم برد. از آن گذشته ‌آیندگان نیز وارث آن خواهند بود.برای مثال افراد با متابولیسم تند، برای فشار روانی همیشه آمادگی داشته و در آینده دشواری‌های قلبی را برای آنها فراهم می‌کند.
درحالی که یک فرد با سوخت‌وساز کُند،همیشه دشواری درجذب آهن پیدا می‌کند. متابولیسم بدن، تحت تأثیر بسیاری از عوامل مثل: تغذیه، ورزش و نرمش، احساسات، عفونت‌ها و داروهای مصرفی قرار می‌گیرد. یک آزمایش ویژه (که پیش‌تر نیز گفته شد با نام تجزیه‌ی موی پشت گردن) می‌تواند تعیین کننده‌ی نوع متابولیسم بدنی ما بوده و نشان دهد درحال حاضر در کجا قرار داریم. اما، درصورت شناخت خود شخص و دگرگون نمودن عادت‌های خویش همیشه امکان تغییر وجود خواهد داشت.
 بیشترین افراد نوع بشر با متابولیسم تند متولد می‌شوند. رشد و پیشرفت آنها از دوران کودکی براین پایه نیز قرار می‌گیرد. در بسیاری افراد به‌ویژه دختران در دوران بلوغ، متابولیسم بدن شان به‌کُندی می‌گراید. اما در افراد بزرگسال به‌ویژه مردان، متابولیسم بدنی آنها تند شده و در نزد بسیاری از زنان کندتر می‌شود. ساختار هورمون‌های جنسی بنا بر روش آنابولیسم (که در آن انرژی صرف می‌شود تا مواد ساده‌تر مانند اسید آمینه ترکیب شود تا ترکیبات آلی پیچیده‌تر مانند زیمایه‌ها یا آنزیم‌ها و اسیدهای هسته‌ای ساخته شود) کار می‌کند. در هنگام بلوغ دوم، به طورنسبی متابولیسم «سوخت‌وساز» بدن تندتر می‌شود. به‌این معنا که هرچقدر بدن انسان متابولیسم تندتری یابد، استعداد اندیشیدن شخص کندتر می‌شود.
متابولیسم تند: پر انرژی، کنجکاو، فشارخون بالا، خودخواه و نگران :
اشخاص مسن، اغلب از نظر نگاهداری کلسیم و منیزیوم دچار ضعف بوده و به بیخوابی و بدخوابی و پریشان خوابی و ناآرامی دچار می شوند. زیرا کمبود کلسیم انسان را به‌بیخوابی دچار می‌کند و کمبود منیزیم سبب می‌شود که ما صبح زود بیدار شویم. اشخاص با متابولیسم تند بهتر است همیشه خودرا فعال نگاهدارند، زیرا این اشخاص، پر انرژی، کنجکاو بوده و در ورزش و کار سریع هستند. این‌گونه افراد نباید کارهای ساکن (مثل پشت میز نشستن) و آرام داشته باشند. آنها درعوض بخاطر نا متعادل بودن، زود دچار عرق‌ریزی و بالارفتن فشارخون می‌شوند. این‌گونه افراد در اطراف شکم و شانه‌های خود چاق (مانند سیب) می‌شوند. آنها اکثر آمادگی دارند که خودخواه و خودبین و معتاد به‌کار و فعالیت شوند. همیشه نگران و ناآرام آینده‌اند. خیلی زود مواد آرام‌کننده‌ای مانند کشیدن سیگار، مصرف الکل و شیرینی یا مواد تحریک کننده‌ای از قبیل قهوه را طلب می‌کنند؛ همیشه دهانشان می‌جنبد و آب نبات و تنقلات دیگر را می‌طلبند. این افراد زود به‌خنده می‌افتند.
متابولیسم کند: کم انرژی، باتوجه، فشارخون پایین، آرام :
 آدم‌هایی که متابولیسم بدنی کُند دارند، کارها را آرام‌تر انجام می‌دهند. منظم و باتوجه هستند. به‌احساسات خویش خوب گوش می‌دهند. به‌زندگی دید آرامی دارند. اشکالی در انداختن کارامروز به‌فردا و یا کوتاهی در ورزش و کار نمی‌بینند. فشارخون آنها پایین و جریان خونی نادرستی دارند. معمولا در اطراف ران‌ها و باسن چاق شده و شكل گلابی‌گونه پیدا می‌کنند. زود دچار افسردگی شده و به‌خود اعتماد چندانی ندارند و همیشه مشکلات سابق را در مدنظر دارند. کم‌خور و اندک‌خور هستند و به‌مانند این است که همیشه در یک رژیم لاغری بسر می‌برند.
 باید توجه کرد که می‌شود تمام این‌ موارد را عوض کرد و نباید پای‌بند این صفات ماند. زیرا در تمام زندگی ما دایم در حال تغییر و تبدیل به سر می‌بریم.
 با توجه به‌ وزن خود و خلق وخو و میزان انرژی و علایم بعضی بیماری‌ها، به‌زودی متوجه خواهیم شد که در کجای کار و چه نوع از متابولیسم بدنی را دارا هستیم. البته اگر صفات مورد بحث سریع کم و زیاد شده و یا دایم در رفت وآمد باشند، دشواراست که زود به‌وجود آنها پی برد. ولی تغییر سوخت‌وساز بدن از تندی به‌کُندی، باید در اثر عواملی مثل: بالارفتن سن وسال، فشار روانی دایم، نادیدگرفتن احساسات، گیاهخواری، خود را از شر سموم فلزات سنگین همچون سرب و جیوه و غیره راحت نمودن، مصرف هورمون استروژن برای زنان در زمان یائسگی، بیماری استخوانی چون پوکی استخوان (اُستئوپُروس)، دشواری در هضم و جذب غذا و تغییر میزان پ-هاش در بدن باشد.همچنین تغییر متابولیسم می تواند در اثر: تهی کردن بدن از فلزات سنگین، رفع خستگی‌های جسمی و روحی، با فشار روانی و تنش کنارآمدن، بلوغ در زن و مرد بوجود آید.
جای هیچ نوع شکی نیست که اگر شخص تحت درمان باشد(برای مثال شیمی درمانی)، این تغییر و بالا و پایین رفتن‌ها در سوخت‌وساز بدن حتی تا چندین بار امکان دارد پیش آید، یعنی نامیزان و یا تند و کند شود. زیرا، این جریان چیزی جز مرحله به‌مرحله رفتن بدن برای پاک‌سازی و نظم دادن به‌خود نیست. این سیر در اثر تحریک هورمون‌های غدد فوق کلیوی و تیرویید و یا بالا رفتن استعداد پالایش از موادسمی در جگر و کلیه‌ها نیز می‌تواند باشد. این یک جریان طبیعی و در جهت بهبود وضع بدنی خود ما می‌باشد. پس، جای هیچ‌گونه نگرانی نیست.
pH پائین تر از 7.4 = طبع سرد، بالاتر از 7.4 = طبع گرم
سردی و گرمی همان جریان P.H می‌باشد. حکمای طب قدیم با شناخت دقیقی که از انسان و سایر موجودات داشتند، برای هر موجودی طبعی قائل بودند. طبع سرد و یا گرم. طبع سرد همان P.H پائین یا اسیدی و طبع گرم همان P.H بالا یا قلیائی می‌باشد.
هر ماده‌ای که 7.4 = P.H داشته باشد معتدل، P.H کمتر از 7.4 اسیدی یا سردی و P.H بالاتر از 7.4 قلیائی (بازی) یا گرمی می‌باشد.
یک اسید، ماده‌ای است که دهنده‌ی هیدروژن باشد. یک باز، ماده‌ای است که گیرنده‌ی هیدروژن باشد. غلظت و فعالیت یون هیدورژن را با P.H نشان می‌دهند. منظور از تنظیم تعادل اسیدی و بازی، تنظیم یون هیدروژن در مایعات بدن است. اختلال در دفع گاز کربنیک و اختلال در دفع یا تهیه‌ی هیدروژن، باعث اختلال در تعادل اسیدی یا بازی خون می‌شود. بر این اساس، کسانی که دارای P.H پائین هستند ،طبع سرد داشته و کسانی که دارای P.H بالا هستند، دارای طبع گرم می‌باشند.
این تقسیم‌بندی، بهترین ودقیق ترین تقسیم‌بندی از طبع انسان می‌باشد که حکمای گذشته آن را کشف کرده و روز به روز جایگاه خود را در جهان مستحکم‌ تر می‌کند.
آناکیسمندر، امپد وکلس، بقراط و از متأخرین ابن سینا، جالینوس، جرجانی و سیدعلوی، به چهار عنصر خاک، آب، هوا، آتش و چهار خاصیت این عناصر یعنی: سردی، تری، خشکی و گرمی معتقد بودند، و به وجود چهار مایع اصلی در بدن انسان و حیوانات قائل بودند که آنها عبارتند از: صفرا، خون، بلغم و سودا. سودا که سرد و خشک است به خاک یا فصل پائیز می‌توان تشبیه کرد، بلغم که سرد و تر است، به آب یا فصل زمستان، خون که تر و گرم می‌باشد، به هوا یا فصل بهار و صفرا که گرم و خشک است به آتش با فصل تابستان می‌توان تشبیه کرد.
 سلامتی در تعادل صفرا، خون، بلغم و سودا :
دانشمندان قدیم دخالت این چهار مایع را در کلیه ی حالات بدنی اعم از تغییرات فیزیولوژیک، پیدایش بیماری‌ها و بهبود حال بیماران مؤثر دانسته و می‌گفتند.:هرگاه این چهار مایع به نسبت طبیعی و متعادل با یکدیگر در بدن وجود داشته باشد، بدن سالم است، ولی اگر یکی از این مایعات یا چند از آنها از نظر کمی (نسبت به سایر اخلاط) یا از نظر کیفی متحمل تغییراتی شوند (خواه این تغییرات به علت سوءتغذیه، بدی تغذیه، تنفس هوای آلوده یا شدت گرمای هوا باشد) که در آن صورت آنچه از بدن دفع می‌شود، افزایش پیدا نموده و یا بالعکس سموم در بدن تجمع کرده و مواد مختلفی به وجود می‌آید که طعم آن تلخ، شور، شیرین، ترش یا بی‌طعم می‌باشد و برحسب کم و بیشی مقدار یا کیفیت آنها، کم و بیش زیان‌آور  می‌شوند.هرچیزی که در طبیعت وجود دارد، دارای طبع و مزاجی می‌باشد. تمامی غذاها، میوه‌جات، سبزیجات حتی ظروف غذا، دارای مزاجی می‌باشند.ما بعد از مصرف بعضی غذاها، میوه‌ها، سبزیها و غیره احساس ایجاد گرمی بدون احساس تشنگی در بدن می‌کنیم، ، که می‌گوئیم طبع آنها گرم و تر، یا خون ساز است.از خوردن بعضی دیگر، احساس گرمی شدید و تشنگی می‌کنیم که به آنها گرم و خشک یا صفرا زا می‌گوییم.
از خوردن بعضی دیگر حرارت و تشنگی بدنمان کمتر می‌شود، که به آنها سرد و تر یا بلغم‌زا می‌گوییم و از مصرف بعضی غذاهای دیگر، از گرمای بدن کاسته، ولی رفع تشنگی نمی‌‌کنند، به این گروه سرد و خشک یا سودازا می‌گوییم.مصرف مداوم غذاهای گرم و تر، باعث افزایش گرمی بدن، افزایش خون، تقویت سیستم ایمنی بدن و تقویت عمومی بدن خواهد شد و طبع دم (گرم و تر) را ایجاد می‌کند.
مصرف مداوم غذاهای گرم و خشک، باعث افزایش صفرا در بدن می‌شود.مصرف مداوم غذاهای سرد و تر، باعث افزایش بلغم می‌شود.مصرف غذاهای سرد و خشک باعث افزایش سودا می‌شود.
مزاج بیماری‌ها و درمان به کمک مزاج غذاها :
 خداوند متعال، در هر یک ا ز مخلوقات خود، مزاج و طبعی را قرار داده است. با شناخت طبع و مزاج غذاها، گیاهان، میوه‌ها، سبزیجات و غیره، بهتر می‌توانیم نسبت به طبع و مزاجمان، غذا، میوه، سبزی، گیاه یا حتی ظرف و ظروفی را انتخاب کنیم که سازگار با طبع و مزاجمان باشد و در صورت غلبه ی  یک خلاط خاص، مقابل آن را استفاده کنیم تا غلبه ی آن برطرف شود.
همه ی  بیماری‌ها نیز دارای مزاجی می‌باشند، با شناخت مزاج غذاها و بیماری‌ها، می‌توانیم به راحتی بیماری‌ها را مداوا کرده و بدن را به طرف سلامتی سوق می دهد.
می‌دانیم که سرما بسیاری از چیزها را از بین برده و یا فعالیت آنها را کند می‌کند. با شروع فصل سرما بسیاری از حیوانات ودرختان، به خواب زمستانی فرو می‌روند، رویش گیاهان متوقف می‌شود. در بدن ما نیز به همین صورت اگر سرمای داخل بدن ما بیشتر شود، یعنی ما غذاهائی مصرف کنیم که P.H خون، روده و معده را پائین بیاورد، بدن با مشکلات جدی روبرو می‌شود.  
اگر P.H بدن پائین بیاید و طبع رو به سردی گذارد، جذب آهن، مس، کلسیم، کروم و وانادیوم در بدن به شدت پائین می‌آید. میزان فلورای طبیعی روده (میکروب‌های مفید روده)، کم یا متوقف می‌شود که این میکروب‌ها، نقش مهم و مؤثری در ساخت ویتامین‌های گروه B و بسیاری از آنزیم‌ها دارند.
سردی عامل افسردگی، اضطراب و بیماری‌های عصبی :
با پائین آمدن P.H خون، میزان ساختن هورمون سروتونین (هورمون شادابی) یا هورمون روز و هورمون ملاتونین یا هورمون خواب و آرامش به هم می‌خورد. که سرآغاز افسردگی، اضطراب، استرس، تنش و بسیاری بیماری‌های عصبی دیگر می‌باشد.
پائین آمدن P.H بدن باعث افزایش ترشح آدرنالین می‌شود که ترشح  بیش از حد این هورمون دوباره باعث افزایش اضطراب و سایر تنش‌های روانی می‌شود.
افزایش بیش از حد این هورمون باعث می‌شود قندهائی که به صورت گلیکوژن در کبد ذخیره شده اند، آزاد شده و وارد خون ‌شوند، پانکراس انسولین بیشتری ترشح کرده و وارد خون کند  تا قندهای اضافی در خون را به مصرف برساند. برای مصرف قند در بدن، به خصوص در مغز نیاز به ویتامین‌های گروه B و ویتامین‌ C و مواد معدنی: کروم، منیزیم روی و  وانادیوم می‌باشد.
معمولاً در P.H پائین (سردی مزاج)، اینها خوب جذب نمی‌‌شوند. در نتیجه این قندها به صورت چربی دور شکم، باسن و رانها ذخیره شده و باعث چاقی موضعی و بسیاری مشکلات دیگر می‌شوند.
سردی عامل پوکی استخوان، آرتروز، روماتیسم و دردهای عضلانی :
پائین بودن P.H بدن، باعث می‌شود که کلسیم و منیزیم به صورت بسیار ضعیفی جذب ‌شود، که باعث پوکی استخوان، آرتروز، روماتیسم و بسیاری دردهای عضلانی می‌شود.
عدم آگاهی به این مسائل، باعث بیماریهای بسیار زیادی می‌شود که نتیجه آن تجویز انواع کورتونها، مسکن‌ها و آرام‌بخش‌ها هنگام  مراجعه به پزشک آلوپاتیک (پزشک متخصص داروهای شیمیایی) خواهد بود که آن داروها، خود سرمنشأ بسیاری بیماری‌های دیگر در آینده خواهند بود.
بنابراین تنها راه درمان و نجات،استفاده از روش تغذیه ی صحیح و مصرف غذاهای اُرگانیک، و در صورت نیازمصرف مکمل‌های غذائی واقعی و صد در صد طبیعی می‌باشد.
با دقت در مطالب بالا، متوجه می‌شویم که بسیاری از بیماری‌ها که امروزه در پزشکی شیمیائی برچسب درمان ناپذیر خورده، به سادگی و به راحتی  در پزشکی طبیعی درمانی ،درمان می‌شوند. و این مطلب در مطب پزشکانی که در این زمینه کار می‌کنند، کاملاً به اثبات رسیده ودر مطب خود ما نیز بیمارانی که سال‌ها درگیر بیماریهای لا علاج در پزشکی مرسوم بودند،  همه روزه مشاهده می‌کنیم که چگونه  وچه به راحتی درمان می شوند.
دموی مزاج :فعال و شاداب، ولی در معرض سکته‌ :
افراد با طبع گرم و تر، فعال و شاداب و پرخون هستند. سیستم ایمنی بدنشان بسیار فعال است به همین جهت کمتر بیمار می‌شوند. میل جنسی قوی دارند. افراد متفکر و باهوش هستند. استخوان‌بندی و عضله‌بندی قوی دارند، ولی پرخونی این افراد را اذیت می‌کند و این تیپ افراد بیشتر در معرض سکته‌های قلبی و مغزی هستند که با انجام مرتب فصد و حجامت و زالو انداختن و مصرف مرتب ویتامین C طبیعی و گروه ویتامینهای B و تغذیه ی سالم از این آفت دور می‌شوند. این افراد با رعایت اصول تغذیه طبیعی و سالم، می‌توانند عمری بسیاری طولانی توأم با سلامتی و شادابی داشته باشند.
صفراوی مزاج: پیشرو ولی عصبی و در معرض سرطان کبد و معده :
افراد با طبع گرم و خشک، اکثراً عصبی و پرخاشگر می‌باشند، افراد بسیار فعال و پرکاری هستند، کارهای بسیار بزرگی انجام می‌دهند، کم‌خواب و کم‌خوراک هستند، معمولاً بدنی خشک و لاغر دارند، زود از کوره در می‌روند.
این افراد در معرض بیماری‌های معده، روده و به خصوص کبد هستد. سرطان کبد و معده در این افراد زیاد به چشم می‌خورد. این افراد می‌توانند با مصرف غذاهائی با طبع سرد و تر کمک فراوانی به بدنشان کنند. فصل تابستان برای این افراد معمولاً سخت می‌گذرد.
این افراد اگر مرتب غذاها و میوه‌های با طبع سرد و تر استفاده کنند، از شدت پرخاشگری و بیش فعال بودن آنها کاسته و کمتر عصبی شده و کمتر از کوره در رفته و آرامتر می‌شوند.
 فصل زمستان براین این تیپ افراد بسیار خوشایند و باب میل آنهاست. این افراد در همه چیز پیشرو بوده و بسیاری از کارهای جسورانه را این تیپ افراد انجام می‌دهند. این افراد معمولاً شب زود خوابیده و صبح زود از خواب بیدار می‌شوند و کلاً عاشق خواب اول شب هستند.
بلغمی مزاج: آرام و خوش اخلاق، ولی در معرض افسردگی، آرتروز:
افراد با طبع سرد و تر، افرادی بسیار آرام،  خون‌سرد و تنبل می‌باشند. این افراد اکثراً چاق هستند. به کارهای کم تحرک علاقه دارند و معمولاً به کارهای پرتحرک تن نمی‌‌دهند. این افراد خوش اخلاق و بذله‌گو و خندان هستند، به شرطی که فلورای روده‌ی خوب داشته باشند و غذاهای سالم استفاده کنند.
 این افراد اگر به تغذیه ی سالم خود دقت نکنند، بیشتر در معرض بیماری‌های افسردگی، اضطراب، آرتروز، پوکی استخوان، شلی عضلات و چاقی‌های موضعی و چاقی کلی قرار می‌گیرند. این افراد عاشق خواب صبح هستند و معمولاً شبها دیر می‌خوابند و همین نکته تولید هورمون سروتونین آنها را دچار اشکال می‌کند. این افراد با مصرف غذاهای سرد و تر، مشکلاتشان را زیادتر می‌کنند. با مصرف غذاهای با طبع گرم و خشک، این افراد زندگی سالم و شادابی خواهند داشت.
سودائی مزاج: بسیار سخت‌گیر و در معرض بیماریهای روانی :
افراد با طبع سرد و خشک، افرادی بسیار سخت‌گیر و سخت باور هستند. این افراد زندگی را برای خود و اطرافیان بسیار سخت می‌گیرند و همین قضیه باعث پیدایش بسیاری از بیماری‌ها می‌شود. این افراد بسیار در معرض بیماریهای روانی از جمله انواع اسکیزوفرنیا هستند، بسیاری از بیماری‌ها و از جمله سرطان را این طبع ایجاد می‌ کند. این افراد برای داشتن یک زندگی سالم، بهتر است که مرتب غذاهائی با طبع گرم و تر میل کرده و نیز از مصرف مرتب غذاهائی که حامل ویتامین‌های C، گروه B، A، E و مواد معدنی مثل کروم، منیزیم، روی و قلع است، غافل نشوند. اگر این افراد به تغذیه ی سالم خود دقت کنند، زندگی بسیار سالمی را دارا بوده و از بیماریهای اشاره شده در امان خواهند ماند.
بیماری پوکی استخوان ( استئوپوروز) :
مهم است که ما آگاه باشیم، صفات بسیاری از بیماری‌ها به‌هم شبیه و شاید گاهی یکی است. اما باید دانست که درجه‌های گوناگون از مواد معدنی سبب این بیماری‌ و یا آن بیماری‌ می‌شوند.
یکی از این بیماری‌ها با نام اُستئوپوروز ـ پوکی استخوان (به طورمعمول در اشخاص مسن) می‌باشد که استئومالاسی (استخوان‌های ترد و شکننده در بزرگسالان) نیز خوانده می‌شود. امروزه این نوع بیماری، دیگر یک بیماری مردمی شده است، و از هر دو نفر زن، یک نفر به‌آن دچار می‌شود، ولی، مردان و حتی جوانان و کودکان نیز بی‌‌نصیب نمی‌مانند. به‌این بیان که: با کاسته شدن میزان مواد معدنی در استخوان‌ها، آنها توده‌ی خود را ازدست ‌داده و درنتیجه خطر‌پذیری زیادی برای ابتلای به‌این نوع بیماری، فراهم می‌شود. تاجایی که برخی از پژوهشگران اعتقاد دارند که اگر روزانه 40 میلی‌گرم کمتر کلسیم به‌توده‌ی استخوانی برسد، سالانه 1.5 درصد از آن کاسته می‌شود. عکس‌برداری با اشعه ایکس نیز نمی‌تواند این کم و کسری را نشان دهد، تا این که به‌30 ـ 50 درصد برسد.
یک بیماری با دردسر بزرگ و پرهزینه و درحال رشد :
ناگفته نماند که این بیماری یک دردسر بزرگ و پرهزینه و درحال رشد در جوامع غربی به شمار می‌آید، و هرساله مبلغ گزافی برای درمان ـ به‌ویژه درمان با هورمون استروژن برای زنان بالای سن 45 ساله را به‌ناچار در بر می‌گیرد. درواقع دو سبب جدا، موجب این بیماری، می‌باشد و هرکدام را با روش‌های خاص خود باید درمان نمود.
 استئوپروز نوع 1 : کمبود کلسیم یا دفع زیاده ازحد- هنگام یائسگی
ـ سبب آن، می‌تواند کمبود کلسیم یا دفع زیاده ازحد آن باشد که با ایجاد تعادل کلسیم در بدن این افراد ـ یعنی با مصرف روزانه‌ی این مواد معدنی، می‌توان بنحو چشمگیری از بروز آن جلوگیری نمود. یا، دفع زیاده ازحد هورمون فوق کلیه که آن نیز در اثر تنیدگی و فشار روانی طولانی مدت جسمی و روحی، ممکن است رخ کند.
 زنان با سوخت‌ وساز تند که دفع بالای هورمون فوق کلیه را دارند، هنگامی که به‌ بلوغ دوم (یائسگی) می‌رسند، احتمال بیشتری برای دچارشدن به‌این بیماری را دارند.
از عوارض آن بالارفتن حرارت بدن، گرم وسردشدن، ناآرامی، حساسیت بیش از اندازه نسبت به‌صدا، گرفتگی و بی‌‌اراده شدن ماهیچه‌ها، بیخوابی، بی‌‌طاقتی و دلشوره، را می‌توان بیان نمود.
استئوپروز نوع 2 و علایم آن: هدر رفت کلسیم - خستگی، پایین افتادن فشارخون
در این دسته، مسأله‌ی کمبود کلسیم را باید در هدر رفتن آن دانست. این مواد معدنی یا از بدن بیرون می‌رود یا در جاهای نرم بدن متمرکز می‌شود.
از علایم آن می توان: خستگی، پایین افتادن فشارخون، راست شدن مو بر بدن، سردی دست وپا، و واکنش‌های اشتباهی نام برد. رسوب کلسیم در غدد لنفاوی، مشکل کیسه‌ی صفرا و کلیه‌ها در نزد این افراد بسیار معمولی است. در نزد افراد مسن، کمبود ویتامین  امری عادی است. شاید این نیز خود دلیل نیاز به‌ کلسیم را افزایش دهد.
بدن انسان، همیشه در حال متعادل ساختن خود می‌باشد، تا بین بکارگیری و ذخیره‌ی مواد، هماهنگی ایجاد كند. افرادی که بدنشان متعادل و میزان است، اسکلت سالم‌تری دارند. درست است که اسکلت سخت‌ ترین بخش بدن می‌باشد، ولی باید به خاطر داشت که به هرحال استخوان‌ها از سن 30 ـ 40 سالگی شروع به‌ رسوب کلسیم می‌کنند. این را از پیش نیز می‌شود به‌روشنی دید یا احساس کرد. زنان در اولین پنج سال پس از دوران یائسگی خود، درحدود 3 تا 5 درصد کلسیم را از دست می‌دهند. در این صورت 1.5 درصد از توده‌ی استخوان آنها در هر سال افت می‌کند.
عوارض جلوگیری از پیشرفت پوکی استخوان با قرص‌های استروژن:
پزشکان پیشرفت پوکی استخوان را در بسیاری مواقع با تجویز قرص‌های استروژن تا اندازه‌ای جلوگیری می‌کنند. عوارض جانبی آن ازجمله سرطان سینه یا چاقی و غیره، در نزد همه، یکسان گزارش نشده و گوناگون بوده است.
دکتر جان ار لی با کتاب «چرا پزشک نباید راجع به‌ بند آمدن عادت ماهیانه با تو حرف بزند؟ خود درمورد پروژسترون که نوعی هورمون طبیعی است، اینطور می‌گوید: اگر هورمون استروژن آن‌چنان دخیل است، که می‌گویند، پس چرا کم شدن توده‌ی استخوان‌ها پیش از دوره‌ی پایان‌گیری عادت ماهیانه نیز صورت می‌گیرد؟ پس می‌بایستی هورمون پروژسترون و همینطور توده‌ی استخوان‌ها خیلی پیش از موعد، شروع به‌کم نمودن تولید خود کرده باشند؟
پاسخ این است که هردوی این هورمون‌ها در بافت سلول‌های استخوان (که به‌مانند سلول‌های اعصاب در مغز نزدیک به‌یکدیگر بافته شده و از نظر همکاری نیز با همدیگر مربوطند)، وجود داشته و هر دو مؤثر و لازم می‌باشد.
استخوان‌ها مانند غضروفی هستند که در آنها موادمعدنی بکار رفته باشد. جسمی زنده و همیشه در معرض خطر قرار دارند. بخش داخلی آن از سلول‌های سازنده که بعد به‌سلول‌های بافت استخوانی تبدیل می‌شوند، تشکیل شده است. آنها در یک سری کلاژ‌ و کلسیم که سازنده‌ی اصلی استخوان هستند، محاصره شده‌اند. هنگامی‌که سلول‌های استخوان خورده شده و در آنها سوراخ ایجاد می‌شود، دوباره سلول‌های سازنده دست بکارشده و آنها را بازسازی می‌کنند، و این در تمام عمر ما ادامه دارد.
دوره یائسگی (بلوغ دوم) چه تأثیری بر هورمون‌سازی خانم ها دارند؟ در زمان پیش از این دوران، بدن برای تولید و ترشح هورمون استروژن، برعکس عمل می‌کرد. به‌این معنا که میزان استخوان‌سازی در افراد بیش از پوسیدگی و سوراخ شدن آن است.
در سال‌های بین 1980 و 1989 دکتر لی برای درمان خانم‌هایی که در حالتی در مرز یائسگی (بلوغ دوم) بودند، یک برنامه‌ی رژیم کامل با مصرف مواد معدنی و ویتامین‌ها، اندکی ورزش، و پروژسترون طبیعی (مواد حاوی زرده‌ی تخم مرغ و غیره) ترتیب داد. وی درطول کار خود دریافت که با این رژیم تا میزان 15 درصد به توده‌ی استخوانی این گروه افزایش یافته بود، و تنها 1 تا 2 درصد زنانی که با همین وضع منتها با هورمون استروژن درمان می‌شدند (و در بین خانم‌هایی که ابدا درمانی نگرفته بودند)، تا 5 درصد توده‌ی استخوانی آنان رشد داشت. پس وی نتیجه گرفت که پروژسترون برای ترمیم یا جلوگیری، مهم‌تر از استروژن می‌باشد.
کیسل ماده معدنی است و سهم بسیار مهمی‌در حل کردن کلسیم برای ساختن استخوان دارد. هنگامی که استخوان‌های بزرگ در اثر کمبود کلسیم سخت و سفت می‌شود، نقش کیسل مشخص‌تر می‌شود. پژوهشگران تصور می‌کنند که کیسل در بنای ساخت دندان‌ها و استخوان‌ها نقش توازن‌دهنده را بازی می‌کند. به‌این معنا که؛ اندازه‌ی معین برای مواد معدنی را تعیین کرده و هماهنگی می‌دهد. برای مثال: از نخستین قدم تا به‌آخر ناظر بر کارکرد کلسیم است که خود را درست تقسیم کند و در جاهایی که بیشتر به‌وجودش نیاز است نیز خود را زودتر برساند. برای همین بسیار مهم است که در هنگامی که کلسیم مصرف می‌کنید، کیسل را با آن همراه نمایید.
مطمئنا در بافت‌ها (به هنگام کمبود کلسیم و پوکی استخوان)، کیسل یافت نمی‌شود. زیرا مولکول‌های کیسل، همیشه پیش از خارج شدن کلسیم از بدن بیرون می‌روند. بیشترین تمرکز کیسل در پوست، مو، آئورت (سرخرگ) یا رگ‌های بزرگ نبض و کلاژها می‌باشد. این ماده برای کش آمدن پوست و جلوگیری از خشکی و پیری زودرس نیز مفید است. در بسته شدن روی زخم و ترمیم صدمه‌های بند‌ها و پی‌ها و غضروف نیز یاری‌دهنده است.
در حیواناتی که برای آزمایش در لابراتوارها استفاده می‌کنند، دیده شده است کمبود ‌کیسل، کش آمدن دیواره‌ی رگ‌های خونی را کم کرده، یعنی قابلیت ارتجاعی نداشته یا کاسته شده است. در هنگام رسوب کلسیم در افراد نیز می‌توان کمبود کیسل را در دیواره‌ی رگ‌های خونی آنها به‌خوبی مشاهده کرد. در یک پژوهش فنلاندی، آمده است که کمبود میزان کیسل در آب خوراکی، با بالارفتن درصد بیماری‌های قلبی برابر است.
 هنگامی که سخن از پوکی استخوان در نزد افراد می‌رود، باید به‌ کمبود آن توجه کرد. ولی، بدبختانه به طور رسمی ‌در جایی به‌این نوع کمبود اقرار نشده است که در باب تجویز آن پیشنهادی داده شود. کیسل با وجودی که بعد از اکسیژن عادی‌ترین مواد بر روی زمین است، بنظرمی‌رسد که نادید گرفته می‌شود، حتی در تغذیه روزانه نیز نامی از آن دیده نمی‌شود. غلات در هنگام آرد شدن 98 درصد از موادمعدنی کیسل را از دست می‌دهند. از بهترین منابع کیسل می‌توان از: دانه‌ی بذرک، برنج خام، سویا، برگ‌های سبز، جلبک، چغندر، فلفل سبز، غلات خردنشده  نام برد.غذای مناسب و پر از ویتامین‌ها و موادمعدنی، ورزش و کنترل کارکرد صحیح هورمون‌های بدن،برای سلامت اسکلت بدن، مهم می‌باشند.
جلوگیری از پوکی استخوان به کمک نمک تصفیه نشده‌ی دریا :
نمک طعام که همه با آن آشنائی کامل دارند. نمک طعام طبیعی (به خصوص نمک تصفیه نشده‌ی دریا بدون دستکاری) سرشار از یونهای منفی (آنیون) که شامل: کلراید، سولفات، بیکربنات و بروم،  و یونهای مثبت (کاتیون) که شامل: سدیم، کلیسیم، منیزیم،  پتاسیم و یدات که بهترین نوع ید می‌باشد و به صورت یکسان و در حد استاندارد (در حدود 2 الی 5 PPM) می‌باشد.
 مصرف نمک تصفیه نشده‌ی دریا، جلوی پوکی استخوان را گرفته و از بسیاری دردهای مفاصل جلوگیری می‌کند و به خاطر داشتن منیزیم طبیعی - حتی کسانی که فشار خون بالا دارند-  نقش مؤثری در درمان فشار خون آنها و حتی نارسائی‌های قلبی دارد.
یک علت اساسی پوکی استخوان، حذف نمک از رژیم غذائی می‌باشد. ما نیز همراه با تبلیغات رسانه‌ها و بیانیه سازمان‌های مختلف در مورد منع مصرف نمک، کاملا موافقیم، ولی در مورد نمک های تصفیه شده.
نمک های تصفیه شده به خاطر گرفته شدن مواد بسیار مفید و موثر آن در حین تصفیه کردن، تبدیل به یک سمی به نام کلر و سدیم وهمچنین یک ماده ی شیمیایی دیگری به نام ید با دوز بسیار بالا و خطر ناک (استاندارد وزارت بهداشت 25 الی 40 PPM می باشد) می شود.
 ما صد در صد با مصرف خوراکی این نوع نمک مخالفیم. مصرف این نوع نمک، علاوه بر ایجاد بیماریهای قلبی و عروقی، فشار خون و بسیاری بیماریهای دیگر، عامل بیماری آرتروئید روماتوئید و پوکی استخوان نیز می باشد.
مصرف نمک طبیعی دریا و یا حد اقل سنگ نمک،از بسیاری بیماریها از جمله پوکی استخوان (که امروزه بیماری پنهان نامیده می شود)، جلو گیری به عمل می آورد. همچنین ،استفاده از نمک طبیعی و تصفیه نشده ی دریا در غذاها، تا حدودی .P.H غذاها را تغییر داده واز حالت اسیدی تا حدودی خارج می  کند. لازم به ذکر است که با خوردن غذاهای اسیدی، یون های کلسیم از هم جدا شده ودر دراز مدت سبب پوکی استخوان می  شود.
نمک طبیعی وتصفیه نشده ی دریا، علاوه بر یون های آنیون وکاتیون، حاوی عناصری نظیر: طلا، مس، نیکل، کبالت وذرات بسیار ریز خاک رس می باشد.این عناصر تسهیل کننده ی فعل وانفعالات شیمیایی می باشند. مصرف این نوع نمک، جلو بسیاری از بیماریها از جمله پوکی استخوان را می گیرد. توصیه می شود  مقداری قبل و مقداری بعد از هر غذا میل شود.
فاجعه نرسیدن مواد مفید و مغذی به بدن :
زمانی که خوراک شخص کم می‌شود، یا مواد لازم به‌بدن وی نمی‌رسد، می‌تواند در اثر علل جسمانی و بیماری  باشد. این برای بدن به‌چه معناست؟ در اینجا، ابداً سخن دشواری اقتصادی یا بدغذایی و احساسی و تنیدگی دیگر نیست.
ویتامین‌ها و موادمعدنی که ما از راه غذا می‌گیریم، در تمام آنزیم‌ها و هورمون‌های بدن وارد می‌شود، و این دستگاه‌ها هستند که کنترل روحی و جسمی را برعهده دارند. با حساب ریاضی، حاصل 2 ضربدر 2 باید 4 شود، با نرسیدن آنها، می‌بایستی وضعیت روحی و جسمی شخص بهم بریزد. البته بسیاری از ویتامین‌ها و مواد معدنی با وضعیت روحی ارتباط مستقیم دارند.
 ما امروزه بخاطر زندگی پرتنش، به‌ ویتامین های گروه B مواد معدنی همچون روی و منیزیوم بسیار نیازمندیم.
 کمبودآنها عامل افسردگی و تجربه‌های دگرگون شده‌ی روحی و برداشت‌های ناخوشایند و نادرست می‌شود.
کمبود ویتامین های گروه B، تاجایی می‌تواند پیش رود که شخص خشمناک و تندخو شده و یا حتی تغییر شخصیت داده و به‌بیماری اسکیزوفرنیا دچارشود. کمبود‌این ویتامین ها نیز سبب بسیاری از انواع عفونت‌های روده‌ای (بدون این که شخص خود به‌آن آگاه باشد) می‌شود.
 این ویتامین ها، در ساخت فلورای روده بسیار مهم هستند. هنگامی که شخص فلورای روده‌ای ناسالمی داشته باشد، کمترین عارضه آن هضم نشدن درست غذا، دفع مواد و ایجاد گاز در روده است. سرانجام ممکن است ورم معده و روده و اختلال آنها را نیز سبب شود.
کمبود منیزیوم عامل نگرانی و افکار مغشوش و خستگی و بیخوابی :
منیزیوم یک مواد معدنی ساده و معمولی است که به طور تقریبی تمام انسان‌ها به‌آن نیازمند‌ند. زیرا تمام وجود ما از اسکلت تا ماهیچه‌ها آن را بکار می‌برند. اگر غذا را مناسب مصرف کنیم، نباید کمبودی داشته باشیم. ولی باید توجه داشت که در شرایط فشار روانی، مولکول‌های منیزیوم می‌تواند بسادگی از راه ادرار از بدن دفع شود.
امروزه به‌دلیل فشار روانی فراوان و تغذیه‌ی نامناسب بدون سبزی و میوه و نان سبوس دار، نمک‌های تصفیه شده امکان کمبود منیزیم امری شایع است. افرادی که از دانه‌های بادام و فندق و غیره استفاده می‌کنند، به‌خود کمک فراوانی می‌کنند.
فشار روانی و تنش، باعث ترشح هورمون‌های آدرنالین و نورآدرنالین و کورتیزل می‌شود که در واقع اعلام خطر است.  که باعث ‌ناراحتی‌های فراوان قلبی و عروقی نیز می‌شود که خود آنها نیز تنش‌آور هستند. خود فشار روانی، نیاز به‌منیزیوم دارد و نرسیدن منیزیوم، فشار روانی را پیش می‌آورد. بدین ترتیب، یک دایره‌ی معیوب یا دَوَرانی را پیش آمده و انبار ذخیره نیز به‌این ترتیب ته خواهد کشید.
کمبود منیزیوم، بدون اینکه شخص خود پی ببرد، دلشوره و دلواپسی را نیز سبب می‌شود که برای هر امر کوچک و یا بزرگ نگرانی و تشویش دارد.                                              
در پیش نیز گفته شد که کمبود منیزیم کلسیم را از اسکلت بدن بیرون می‌راند تا تعادل ایجاد  کند. کلسیم رانده شده، خود را در بخش نرم و ماهیچه‌ها، مفصل و بافت‌ها جای می‌دهد. رانده شدن کلسیم از اسکلت و جایگزین شدن در جاهای نرم، تنها برای جلوگیری از محیط آلوده و ترش (اسیدی) شده‌ی بدن است. زیرا .P.H بدن نیز اسیدی شده و دیگر طبیعی نیست. جاهای نرم نیز از استرس زیاد، ‌ترش شده و تولید اسیدلاکتیک نموده است. اگر شخص در این مورد سابقه‌دار باشد، پس دیگر ترش شدن در وی مزمن شده است. انقباض ماهیچه‌ها نیز از پیش در آنها محیط را ترش کرده بودند. در این صورت، علاوه بر نیاز فراوان به منیزیوم، شخص از خستگی نیز رنج می‌برد.
 خستگی، در شخص درونی ناآرام را سبب می‌شود که خود این موجب بیخوابی یا خواب بریده بریده است که فایده‌ی چندانی ندارد، و افکار مغشوش و خستگی و بیخوابی نیز خود ضربان قلب را بالا می‌برد. اگر شخص خود برای آن از پیش فکری کرده بود، تمام این مشکلات قابل جلوگیری است. مصرف نمک طبیعی و تصفیه نشده، بخصوص نمک طبیعی دریاوانواع آجیل ها کمبود منیزیم بدن را جبران کرده و از مشکلات احتمالی آن جلوگیری به عمل می آورد.
کمبود روی، عامل ضعف حس بویایی و چشایی و اشتها و PMS :
 کمبود این نوع ماده معدنی، عامل معمول مشکلات روحی و روانی  است.
تا به حال نزدیک به ‌60 آنزیم روی شناخته شده است که وابسته به‌مغز هستند، با وجود آنها، درک ما از محیط اطراف بیشتر خواهد شد، که افراد انسان‌ آنها را کم دارند.
 روی، برای بالابردن مقاومت بدن در مقابل عفونت‌ها نیز بسیار مهم است. علاوه برآن، کمبود ماده معدنی روی، حس بویایی و چشایی شخص را ضعیف کرده و مزه‌ی غذاها ناخوشایند خواهد بود، ازاین رو ،فرد اشتها را نیز از دست می‌دهد.
رشد سلول‌ها و تقسیم آنها و کمک به‌بهبود زخم‌ها نیز از وظایف دیگر این موادمعدنی است. معمولی‌ترین علایم جانبی کمبود به‌این موادمعدنی PMS می‌باشد. به‌این معنا که خانم‌ها چند روز پیش از عادت ماهیانه‌ی خود، خردبین و حساس  و دچار احساسات ضدونقیض شده، با کوچکترین موردی اشک‌هایشان جاری می‌شود. اگر از پیش کمبود آن برطرف شود، شاید دیگر این اشکال پیش نیاید.
حکمای قدیمی به تأثیر مهم روی در بدن واقف بودند و به همین جهت به مردم توصیه می کردند از ظروف و سماورهای برنجی استفاده کنند که ترکیب آن مس و روی است.
پخت غذا در ظروف برنجی وجوشیدن آب در چنین سماورهائی باعث می‌شود که یون‌های روی و مس داخل آب و مواد غذائی شده و محصول جوشیده شده سرشار از یون‌های روی و مس شوند.
مس و روی به صورت یون بسیار مفیدتر از مولکول می‌باشد، زیرا  اضافه‌ی آن به راحتی از بدن دفع شده و هیچ نوع مشکل خاصی در بدن ایجاد نمی‌‌کند. در نتیجه، بهترین منبع تأمین روی می‌تواند استفاده از ظروف برنجی ‌باشد و به صورت کامل نیاز بدن به روی را تأمین می‌کند.
ناتریوم: کمبود این ماده ی معدنی، شخص را بی‌‌تصمیم و بدون تحرک کرده که معمولااز جمع نیز گریزان می شوند. کمبود این ماده سبب کمبود کلیوم نیز می‌شود. این دو با هم ارتباط یک جان در دو قالب را دارند. در بدن نیز میزانشان باید یکسان باشد. اگر برای مثال کمبود ناتریم و یا برعکس زیادی کلیوم در بدن باشد، سبب تغییر خلق وخوی شخص شده که همچون هوای بهاری دایم درحال عوض شدن است. برای انجام ندادن کار، همیشه بهانه‌ای دارد. وی درست به‌مانند کسی است که دارد خشمی‌ را سرکوب می‌کند، که مبادا بیرون بزند، و تصمیم ندارد که به‌خود نهیب زده و از این وضعیت خود را نجات دهد.
آهن: نیاز به‌این ماده ی معدنی، ارتباط مستقیم با خالی شدن انبار و ذخیره‌ی آن دارد. در نزد جوانان، به‌ویژه زنان بسیار معمول است. نیاز به‌این ماده ی معدنی، بی‌‌میلی و ضعف ‌‌تصمیم گیری را همراه خود دارد.
 آهن به عنوان مواد سازنده و پایه‌ای مغز بحساب می‌آید که با وجود داشتن آن، تمرکز حواس در شخص بیشتر خواهد شد. نداشتن تمرکز حواس و خستگی و مات بودن مغزی، می‌تواند دراثر کمبود بدن به‌ آهن باشد.
بهترین روش برای جبران کمبود آهن بدن، استفاده از ملاقه‌های چدنی قدیمی (بنام حسوم) که مرتب کوره رفته و چکش خورده‌اند می‌باشد. روش دیگر قرار دادن یک تکه آهن کوره رفته و چکش خورده، در ته دیگ غذا است. با این روش، یون‌های آهن آزاد گردیده و داخل آن غذا شده و آن غذا سرشار از یون‌های آهن می‌شود.
آهن اضافی به صورت مولکول، می‌تواند برای بدن مشکل‌ساز باشد،بخصوص اگر مولکول آن شیمیایی باشد. ولی اگر آهن به صورت یون وارد بدن شود، بدن به اندازه‌ی نیاز جذب کرده و اضافی آن از طریق روده‌ها به راحتی دفع می‌شود. این روش برای جبران آهن بدن توصیه می‌شود که کاملاً بی‌ضرر بوده و فایده‌ی فراوانی داشته و کمبود آهن بدن به این طریق کاملاً برطرف می‌شود و نیاز به هیچ داروی آهن که عوارض متعددی دارد، نمی‌‌باشد.
نسبت مواد معدنی به یکدیگر:
در بدن افراد بزرگسال، باید دو گرم روی موجود باشد. آهن باید دو برابر روی و نزدیک به ‌10 تا 15 برابر مس باشد. بیشترین بخش آهن و روی برای کارکرد مغز است.
کمبود روی، با کیفیت بد و ناسالم پروتئین درسلول‌های بنیادی   (D.N.A , RNA) تناسب مستقیم دارد. باین معنا که نیاز به‌ روی در جنین، نارسایی مغزی و ذهنی، کمی‌‌استعداد و افسردگی ایجاد می‌کند.
حذف غذاهای بی‌‌خاصیت و شاگردان هوشیارتر و شادتر و پر انرژی تر:
کودکان پرجنب وجوش (DAMP)   نیاز فراوانی به‌ روی ، ویتامین 6B و سلنیوم دارند، زیرا سرب (فلز سنگین) و مس (به صورت مولکول) در بدن آنها زیاد است.
در کالیفرنیا، نزدیک به ‌615 کودک دبستانی را به دو دسته کردند. به‌دسته‌ی نخست، مولتی ویتامین و به‌دسته‌ی دیگر، یک قرص که خالی از مواد و به ‌حبه قند بیشتر شبیه بود دادند. بعد از اتمام زمان پژوهش، دریافتند که در نزد کودکان دسته‌ی نخست، نسبت به ‌پیش از آزمایش ضریب هوشی بالاتری را می‌توان یافت.
خانم الیزابت کاگان در چندین مدرسه، برای نظارت به‌امور غذایی شاگردان استخدام شد. برنامه‌ی کاری وی، از سال 1979 تا 1983 ادامه داشت. در این مدت نزدیک به‌600 هزار کودک زیر پوشش وی قرار داشتتد. وی پیش از هرکاری غذاهای بی‌‌خاصیت و پرکالری را از برنامه‌ی خوراک شاگردان حذف می‌کرد. در پایان، شاگردان این مدرسه در مقایسه با مدرسه‌های دیگر، بیشترین و بهترین نمرات را در امتحانات درسی و ورزشی داشتند. درضمن، آنها نسبت به‌هم‌سن‌و سال‌های خود، شاداب‌تر و هوشیارتر و پرانرژی‌تر بوده و جرایم کمتری نیز داشتند. درضمن این شاگردان در جواب سئولات درسی از حضور ذهن بیشتری دارا بودند.
 پژوهشگران در انستیتوی تکنولوژی ماساچوست در بوستون امریکا نیز غذاهای بی‌‌خاصیت را از برنامه‌ی غذایی شاگردان خود حذف نمودند، در عوض شاگردان آنها نیز هوشیارتر و شادتر شده و در سر کلاس درس دیگر بخواب نمی‌رفتند.
تنقلات عامل خستگی مغزی و تنبلی و سستی :
در کشور سوئد، دانش آموزان دبیرستانی را که نزدیک به‌1500نفر بودند، مورد آزمایش قرار داده و پیشنهاد مصرف قرص مواد معدنی و ویتامین را به‌آنها دادند. از آن میان، 70 درصد پذیرفتند که با اولیاء همکاری کنند و قرص‌ها را گرفتند. درضمن همه‌پرسی از هر دو دسته، معلوم شد که بعضی از آنان بندرت یا ابدا، در مدرسه صبحانه و ناهار می‌خورند، درعوض آدامس و آب‌نبات و بستنی و غیره را انتخاب کرده و ترجیح می‌دادند. بعداز پایان کار، تجربه نشان داد که ازنظر تمرکز حواس و هوش و ذکاوت، فرق این دو دسته بسیار بود. خستگی مغزی و تنبلی و سستی، نشانه‌ی بارز دسته‌ای بود که به‌غذای مناسب بی‌‌توجه بوده و به‌جای آن از تنقلات شکم پرکن استفاده می‌کردند.
با توجه به این آزمایش مثبت، انقلابی همه‌گیر در سوئد در راه است که به ‌دانش آموزان در امر تغذیه توجه بیشتری خواهد شد. ازجمله، اولیای امور مدارس سوئد تصمیم گرفته‌اند که برای نمونه مصرف سبزی‌ها را نیز در این مکان‌ها با درست كردن سالاد، عادی کنند.
اثر تغذیه بر روی روح و روان افراد :
پروفسور الکساندر گ. شاوس در انستیتوی بیوسوشیال پژوهشگردر تاکومای واشنگتن ، مدت 25 سال در باب تغذیه و ارتباط آن با کارکرد و واکنش مغز پژوهش کرده و کتاب‌های بسیاری را نیز در مورد امر تغذیه و رابطه‌ی آن با سلامتی مغزی نوشته و منتشرنموده است. وی معتقد است که در 10 و 15 سال اخیر، تعداد افراد مبتلا به‌بولیمی   و آنورکسی  زیاد شده است. درضمن پروفسور شاوس در تدریس خود به‌رابطه‌ی محسوس بین این بیماری‌ها و نیاز بدن به‌ روی اشاره کرده است. زیرا کمبود روی به حس چشایی لطمه می‌زند، در نتیجه تغییر مزه و بی‌‌طعم بودن غذا در دهان به‌ اشتها لطمه می‌زند.
 در برخی موارد، شخص ممکن است به‌ مواد دیگر روی آورد و به‌آن علاقمند شود. به طور حتم زنان در هنگام بارداری این تجربه را داشته‌اند که طعم مواد خوراکی مانند معمول نیست.
زنان 12 تا 25 سال در مرتبه‌ی خطر کمبود روی قرار دارند و درنتیجه بیماری آناروکسی (بی‌‌اشتهایی روانی) نیز آنها را تهدید می‌کند. دلیل آن نیز می‌تواند تغییر هورمونی و تنش و رژیم غذایی باشد. بیماری آناروکسی در حوادث غیرطبیعی و شوک‌آمیز مانند وارد شدن به‌دوره‌ی تحصیل در دانشگاه یا ازدواج شروع می‌شود.
 پروفسور شاوس معتقد است که زندگی امروزه، جوانان را بدآموز می‌کند، زیرا لاغر بودن را شكلی ‌ایده‌آل درنزد آنها جلوه می‌دهد. وی کمبود روی را یکی از دلایل بی‌‌اشتهایی بحساب می‌آورد. البته کمبود روی خود می‌تواند درک از واقعیت و برداشت انسان را نیز دگرگون کند.
پروفسور شاوس با "روی درمانی"، تغذیه طبیعی، عادت به‌ورزش و گفتگو درمانی، توانسته است تابحال بسیاری از دختران جوان مبتلا به‌آناروکسی را معالجه  کند. وی عقیده دارد که شخص الکلی نیز به‌کمبود روی و ویتامین 6-B مبتلا است. افراد الکلی، موادمعدنی منیزیوم را نیز برای آرامش احتیاج دارند، وگرنه به‌سیکل معیوب یا دردهای دَوَرانی دچارخواهندشد.
تغییرات خلق وخو، زود عصبی شدن، از کوره در رفتن که هرچیز کوچکی شخص را به‌ تندخویی تحریک کند، سریع و تندکار، بی‌‌ثبات و متزلزل بودن، نشانه‌های بارز کمبود روی و 6-B می‌باشد. در این موارد نیز وی افراد الکلی را با تغییر رژیم غذایی و میزان کردن مواد لازم در خوراک آنان درمان نموده است.
مس: اغلب مس را ماده معدنی ویژه زنان می‌خوانند. این ماده را اگر در غذاهای مردان اضافه نمایند، آنها بسیار غمخوار و حساس می‌شوند. در مقابل، روی ماده معدنی مردانه معروف است که با مصرف آن شخص بااراده، مصمم، سخت‌ کوش، اهل رقابت شده و اعتماد به‌نفس وی زیادتر می‌شود. در اینجا منظور این نیست که زنان با مردان فرق دارند و یا برتر هستند، بلکه منظور معرف شخصیت مردانه‌ی درونی در زنان است. زیادی آهن نیز در افراد، آنها را سلطه‌جو و پشتکاردار می‌کند. پس برای آدم‌هایی که سوخت‌وساز تند دارند، زیادی آهن نامناسب است، و افراد با سوخت‌وساز کند را به طور مسلم تحکم‌کننده و برتری‌جو می‌کند و از حالت افتادگی و خمودگی نجات می‌دهد.
با این نمونه‌ها، به‌اثرات مواد معدنی بر روی روان و شخصیت انسان می‌توان اندکی پی‌برد. این اطلاعات زمانی برای شخص ارزش پیدا می‌کند که بداند سالانه چگونه میلیون‌ها دلار تنها صرف داروهای ضد افسردگی می‌شود.دو چهره در برابر هم‌، عرض‌اندام می‌کنند. سلامتی روح یک طرف و در طرف دیگر غذا و مواد تقویتی قرار دارد.زمانی که عدم تعادل بدن، در اثر کمبود مواد معدنی باشد، به طورحتم روح نیز دچار عدم تعادل می‌شود.
اشخاص افسرده با دشواری‌های روحی، دچار عوارض دستگاه گوارش نیز می‌شوند، و مواد آنطور که باید به‌بدنشان نمی‌رسد. به‌این معنا، غذا توقف چندانی در بدن ایشان نمی‌کند و وارد نشده، دفع می‌شود.
شخص در زیر فشار روانی و تنش، خود را افسرده احساس می‌کند و اگر در اثر از دست دادن چیزی (فقدان یا بحران) مضطرب نیز باشد، بی‌‌اشتها می‌شود. باین ترتیب و یا به‌دلیل بی‌‌حوصلگی و یا سهل‌ انگاری درست غذا نمی‌خورد. گاهی بر خود شخص نیز حقیقت پوشیده است و از آن بدون توجه می‌گذرد.
جیوه، سرب و آلومینیوم سد راه آنزیم‌ها:
جدا از مواد مفید برای بدن و بهزیستی ما، فلزات دیگری نیز در محیط زندگیمان یافت می‌شوند که از راه های مختلف به‌سلول‌ها و بافت‌های بدن ما وارد می‌شوند که زیان‌آور هستند، در زبان عامیانه به‌آن سم می‌گویند.
از میان فلزات می‌توان جیوه، سرب، کادمیوم  و آلومینیوم را نام برد. این مواد مضر بوده و سبب آزار  و سد راه وظایف آنزیم‌ها و مواد پایه‌یی مغز می‌شوند.
زمانی که انرژی تولید و تکثیرشود، ولی عملکرد سلول‌های دستگاه اعصاب و هورمون‌ها و نظام دفاعی بدن دچار اختلال شود، واکنش مکانیزم روانی ما نیز بهم می‌خورد. درنتیحه ما دیگر نیروی دفاعی نداریم. در اثر این باز پس رفتن‌ها، بدن در برابر فشار روانی تاب مقاومت نداشته و شخص ازنظر جسمی و روحی حساس می‌شود. این امر می‌تواند ناشی از ورود مواد سمی‌ از خارج، به بدن باشد، که با نام اکزوتوکسین مشهور است. توکسین یعنی سم و اکزو بیرون از بدن معنی می‌دهد.
البته، زمانی که موادغذایی درون بدن بیش از حدمعمول مانده و دیر دفع شود نیز سمی خواهد شد که برای بدن ضرر دارد. این سموم می‌توانند در اثر سوخت‌وساز نادرست بدن، یا رادیکال‌های آزاد که از زیر دست اکسیژن‌ها لیز خورده و باقی مانده‌اند و یا باکتری‌های ناشی از مواد زاید دفع نشده در روده‌ها نیز تولید شوند که آنها را اِندوتوکسین گویند. در اینجا توکسین یا سم  و اندو درون بدن معنی می دهد. شرایط اندوتوکسین‌ها بستگی تام به شرایط بدنی خود ما دارد. هوایی که ما در آن تنفس کرده تا موادی که از آن تغذیه می‌کنیم و شرایط مثبت و منفی سوخت‌وساز بدنی ما در آن مؤثرند.
درواقع، قوای دفاعی بدن و دستگاه دفع مواد زاید و سمی، در دو جبهه‌ی درون و برون ما باید بجنگند، براستی که انرژی‌ بسیاری را می طلبد. تصور اینکه زمانی که فرد بیمار و انرژی کافی ندارد، بدن وی به‌چه روزی خواهد افتاد، نیز آسان است. زمانی که اکزوتوکسین‌ها در این شرایط خود را درون بافت‌های بدن ما جای می‌دهند، اندوتوکسین در بدن از زمانی پیش اثر و جای پای خود را محکم کرده بود.
سمومی که در بدن تأثیر بد می‌گذارند و مقابله با آنها:
1-موادسمی 2- تأثیر بر روی بدن 3- حامی بدن در برابر سَم
آلومینیوم : معده، استخوان‌ها، مغز- (شاید) منیزیم و کیسل
آرسنیک:سوخت‌وساز سلول‌ها- سلن، ید، کلسیم، روی، ویتامین C، اسید آمینه ازنوع گوگردی
سرب:استخوان‌ها، جگر، کلیه‌ها، قلب، غده‌های ترشح بزاق دهان،لثه ها، مغز و دستگاه اعصاب-سلنیوم ،زینک، آهن ـ کلسیم ـ ویتامین C و E ـ اسید آمینه از نوع گوگردی
کادمیوم:کلیه‌ها، قلب، مغز، رگ‌های خونی، اشتها، مرکز بویایی در مغز، تولید و رشد سرطان- روی ـ سلنیوم ،آهن ـ کلسیم ـ ویتامین C و E ـ اسید آمینه‌ی گوگرد
جیوه : دستگاه اعصاب، اشتها، مرکز درد در مغز قوای دفاعی بدن، غشای سلول‌ها-سلن ـ ویتامین C ـ پکتین ـ اسید آمینه‌ی گوگردی
ارتباط جیوه و سرطان سینه:
جیوه‌ی درون آمالگام دندان، استعداد زخمی نمودن بدن را داشته  و آنزیم‌های مهم را نابود می‌کند، از سوی دیگر  نیروی مقابله‌کننده و یاری رسان بدن آسیب ‌رسانده و یا ‌از بین می برد.
 هنگامی که بدن انسان نتواند از پی سم‌زدایی قرص های حاوی استروژن غیرطبیعی برآید، در سینه‌ها جای می‌گیرد و تولید غده‌ی سرطانی می‌کند. نیکل بصورت گرد یا بخار، قابل اشتعال و سمی است. نداشتن علایم بیماری به‌این معنا نیست که شخص از سلامتی کامل برخوردار است، بلکه شخص ممکن است درطول سال‌های زندگی خود، اگر با بی‌‌توجهی سرکرده و باری بهرجهت زندگی کرده باشد به مقطعی از زمان برسد که میزان نبودن مواد بدن، خود را نشان دهد.
نشانه‌های سرطان، روماتیسم، پوکی استخوان، رسوب کلسیم در رگ‌ها و گرفتگی آن، بالارفتن فشارخون، و ضعف کلیه‌ها و بیماری در اثر ضایعات عصبی که مشکل روانی و جسمی و بسیاری بیماری‌های دژنراتیو دیگر که فوری خود را بروز نمی‌دهند، در اثر میزان نبودن به مرحله ظهور می‌رسند. تا زمانی که اولیای امور سلامتی و تندرستی، تنها به‌علایم و نشانه‌های بیماری دلخوش کرده‌اند، باید گفت که کار آنها ابدا عاقلانه نبوده و دور نیست که باید زیان آن را نیز همگی بپردازند.
رادیکال‌های آزاد:
هوایی که ما تنفس می‌کنیم، نزدیک به‌20 درصد اکسیژن دارد. این میزان در سوخت (تولیدگرما) از مولکول‌های شکر و چربی و نیز گرفتن (دزدیدن) الکترون‌های آزاد از آنها بسیار مهم است. وظیفه‌ی واکنش شیمیایی (ترکیب مثبت و منفی اجسام) برای تقسیم و برد و باخت الکترون‌ها از یک اتم یا مولکول به‌چیز دیگر را اجرا می‌کند. اکسیده شدن مواد (سوختن مواد) می‌تواند رادیکال‌های آزاد نیز بیافریند. در اثر این بازوهای آزاد است که ما دچار جرقه‌ی الکتریکی می‌شویم. یک یاخته در یک روز 10 تا 100هزار بار ممکن است مورد حمله‌ی رادیکال‌های آزاد قرار گیرد. سلول‌ها خیلی راحت در این جنگ وگریز صدمه خواهند دید. اما نابودی و مرگ آنها با اکسیده شدن چربی‌های اشباع به طورحتم فرا می‌رسد.
نابودی و مرگ حتمی سلول‌ها با اکسیده شدن چربی‌های اشباع:
هنگامی که رادیکال‌های آزاد حاصله از چربی‌های اشباع یا شکر و شیرینی، پوسته‌ی خارجی سلول را خراب کردند و درون رگ‌ها جمع شدند (اصطلاح چربی گرفتن رگ‌ها یا رسوب کلسیم یا آهکی شدن = کلسیفیکاسیون) سبب فاسد شدن و پارگی آنها را فراهم می‌کنند.
پژوهش نشان داده است، روغن زیتون یکی از گونه‌های اسید چرب ضروری است که برای بدن ما مناسب می‌باشد، و خطر بیماری‌های قلبی و عروقی و سرطان سینه را می‌کاهد. زیرا روغن زیتون در پوسته‌ی سلول‌ها نفوذ کرده و مبارز مناسبی برای نابودی  الکترون‌های آزاد است. در غیر این صورت، مولکول‌های انواع نامناسب چربی در اثر دخالت و حمله‌ی الکترون‌ها، فاسد و سمی شده و خود سبب پایه‌گذاری بیماریهایی چون سرطان می‌شوند.
نقش رادیکال‌های آزاد درآهکی شدن رگ‌ها، عفونت مفاصل و ...
بسیاری از بیماری‌ها زمانی گریبان انسان را می‌گیرند که سلول‌ها، بافت‌ها و اعضا در اثر اکسیده شدن فاسد و نابود شوند.
رادیکال‌های آزاد، در بیش از 60 نوع از بیماری‌های جدّی مزمن همچون: آهکی شدن رگ‌ها، بیماری‌های عفونی روده‌ها، عفونت مفاصل، دیابت، سرطان، آسم، بیماری‌های پوستی، MS  (اسکلروز متعدد-نوعی خشکی در جاهای متعدد مغز و نخاع)، آب مروارید و پارکینسون دخالت دارند.
انواع رادیکال‌های آزاد که توسط آنتی اکسیدانت ها جذب می‌شوند:
سوپراُکسید - مس ـ زینک ـ هیستی دین ـ لوسین ـ منگان
برینتُ وریلته -گلو تاشن  ـ ویتامین Cـ سلن
هودروکسیلیون- مَنی تول ـ اسید لیپواین
سینگلِت اُ 2 :بتاکارتُن  ـ ویتامین A ـ و ویتامین E
پروکسیل- بتاکارتن ـ زینک ـ ویتامین Cو E ـ گلوتاشن ـ اسکوبلوپالمیتات
هیپوکلورید- تاورین
در تابلوی بالا رادیکال‌های آزاد معمولی آورده و آنتی‌اکسیدانت مورد نظر که آنها را می‌تواند جذب کند نیز نام برده شده‌است و همچنین نشان می‌دهد که کدام(ها) به طوردسته جمعی باید در محل باشند تا جلوی هجوم آنها گرفته شود.
بخش کشی و محکم که بین بافت‌ها و اعضاء موجود است و سبب شكل دادن بدن هستند و نیز دیگر بافت‌ها و اعضا را بهم گره می‌زنند نیز از سلول‌هایی تشکیل شده‌اند كه آنها بیشتر در معرض خطر هستند. لنز چشمان، بخش درونی گوش‌ها و سرخ‌رگ‌ها و مفصل‌ها نیز در اثر صدمه‌ی رادیکال‌های آزاد خشک و شکننده می‌شوند.
پروفسور دِنهام هارمن (متولد 1916 وی هنوز زنده است و اکنون دیگر ساعت کار خود را به ‌8 ساعت در روز محدود نموده است). از دانشگاه نبراسکا (اوهاما ـ امریکا) در سال 1950 در تئوری خود، رادیکال‌های آزاد را مسئول پیر شدن بدن انسان می داند. برای این تئوری نیز جایزه‌ی نوبل را در سال 1955 از آن خود کرد. البته، در آن موقع تئوری مذکور زیاد مورد توجه واقع نشد. ولی بعدها وی را به ‌یک مردافسانه‌ای و ماندگار تبدیل کرد. تحقیقات وی موجب شد که توجه بسیاری به‌موضوع رادیکال‌های آزاد و آنتی‌اکسیدانت‌ها جلب شود.
رادیکال‌های آزاد تنها سبب خرابکاری نیستند، بلکه کارهای خوب نیز دارند. ازجمله، سلول‌های بدن برای ایمنی خود و برای حفاظت و جلوگیری از آسیب، آنها را می‌سازند. اما بهرحال رادیکال‌های آزاد مسبب خرابکاری‌های زیادتری در بدن ما می‌باشند. از همه بدتر، ضایع کردن سلول‌های وراثت (بنیادی) می‌باشد که کُدهای پروتئین را دارا بوده و کارهای ضروری را در بدن انجام می‌دهند.
بنا برعقیده‌ی پژوهشگر بنام و فعال، در زمینه‌ی رادیکال‌های آزاد، بروس اَِِمس از دانشگاه بِرکِلی  در کالیفرنیا، هر مولکول از سلول‌های بنیادی DNA در روز 10 هزار بار مورد حمله واقع می‌شود. تصور این که اگر بدن آمادگی دفع آنها را نداشته باشد، چه خواهد شد. برای مثال باید به طورروشن گفت که شخص مبتلا به‌سرطان می‌شود.
حمله پلیس مخفی (آنتی‌اکسیدانت ها) به رادیکال‌های آزاد متجاوز
برای این منظور بدن دستگاه آنتی اکسیدانت را پیشرفت داده است. به‌این ترتیب که آنها اکسیژن را وا می‌دارند تا در مقابل حمله‌ی رادیکال‌های آزاد قد علم کند. اکسیژن نیز در اطراف خود و در جای مهم تنها یکی از آنها را می‌تواند بدزدد.
 در سال‌های دهه‌ی اخیر، به‌این مسأله بسیار توجه شده است و وجود آنتی‌اکسیدان نیز به‌ رسمیت شناخته‌شده است. ساده‌ترین کار آنها، حمله به‌رادیکال‌های آزاد در بیرون و درون سلول می‌باشد.
خاصیت دیگر آنتی‌اکسیدانت‌ها این است که اگر به‌یکدیگر یاری دهند، در این بردوباخت صدمه نخواهند دید و از دشمن نیز تأثیر نمی‌گیرند. برای مثال در این جریان خود را هم‌ مرتبه و هم‌ وزن با مولکول‌ها در سلول‌ها و بافت‌ها کرده و چون پلیس مخفی رادیکال‌های آزادی که مشغول خرابکاری هستند می‌دزدند، یعنی با آنها ترکیب شده و باخود آنها را بیرون می‌برند. زیرا آنها با جذب الکترون‌ها یا بازوهای آزاد موجب خرابی سلول و پوسیدگی و پیری زودرس موجود زنده را فراهم می‌کنند. پس با ربوده شدن الکترون‌ها از رادیکال‌های آزاد مزاحم، آنها خنثی شده و خاصیت جذب از آنها گرفته می‌شود.
در واقع آنتی اکسیدانت بمنزله‌ی دفع‌کننده‌ی تهاجم و رادیکال‌های آزاد مهاجم و متجاوز محسوب می‌شوند. برقرارشدن تعادل بین این دو، باید در اثر دستگاه‌های پیچیده‌ای بوده باشد.
ویتامین C  و ویتامین E ، بیوفلاونویید ، بتاکارتن و گلوتاتیون (گلوتاشن) از دسته‌ای هستند که بصورت یک لشگر گروهی در برابر تهاجم آنها بداد می‌رسند. یعنی همه‌ی آنها باید با هم باشند. تابلو بالا نشان می‌دهد که چه گروهی باید در محل باشد تا جلوی هجوم به طور مثبت گرفته شود.
برای مثال، در پژوهشی که در سال 1996 در فنلاند صورت گرفت، نشان داد که بتاکارتن به تنهایی نتوانست از پس سرطان شُش افراد شدیداً معتاد به‌دخانیات برآید. به‌دلیل همراه نبودن ویتامین E آنها خود سمی شدند. پس برای همراهی ویتامین E، ریبوفلاوین (ویتامین2-B) نیز باید بکار برده شود.
دانشمندان همیشه در پی موادی هستند که در بدن یاور یکدیگر باشند. آنتی اکسیدانت به‌یک نردبان می‌ماند که برای بالارفتن باید پله‌هایی وجود داشته باشد که فرد بتواند سرانجام به ‌بالا برسد.
 برای مثال، ریبوفلاوین‌ها می‌توانند به‌داد ویتامین C رسیده و به‌آن بازوی الکترون قرض دهند. سپس بتاکارتن نیاز است که باوجود آن باید برای رساندن و دادن یک الکترون به‌ویتامین E پل زده شود؛ زیرا ویتامین E خود یک بازو را به‌گلوتاشن داده بود. گلوتاشن از 3 اسید آمینه تشکیل شده است و حاوی ویتامین‌های C و A و E واسیدلیپون و Q10 می‌باشد و به‌یاری ربیوفلاوین و سلن می‌آید که در رنگ‌های سبزیجات و میوه‌ها، توت‌ها و ادویه جات وجود دارد.
برای اطمینان خاطر و رساندن آنتی اکسیدانت به‌بدن، بهتر این است از نان‌های سبوس دار و اسفناج پخته و سبزیجات دیگر و 5 نوع میوه ی گوناگون در روز، و برای نوشیدن، انواع چای‌های طبیعی مثل میوه‌ی نسترن، چای ترش (روزالین)، گل‌گاوزبان، مرزنجوش، پونه، اسطوخدوس و غیره استفاده شود. بنظر بروس اَِِمس شخص  با این کارها خطر ابتلای به بیماریهایی همچون سرطان را به‌ نصف رسانده است.
دفع سموم بدن به کمک: ورزش، روزه گرفتن، نوشیدن آب:
ریختن  مواد مقوی و مغذی به درون معده به تنهایی کافی نیست. گاهی باید بدن را کمک کرد تااز زیادی مواد و ته مانده‌ها خود را پاک کند.
بسیاری از مواد مضر، از راه تنفس و پوست از بدن خارج می‌شوند. ورزش، روزه گرفتن، تمرین‌های تنفسی، نوشیدن آب و به طور کل منضج و مسهل خوردن ‌بدن را یاری می‌دهد که خود
 را از شر کثافات و سموم خود را برهاند. بعضی وقت‌ها، نیاز است که با خوردن موادی پاک‌کننده به‌شکلی درون را از ناپاکی و ترشیدگی پاکسازی کنیم.سموم عامل فرسودگی، چروکیدگی، پیری زودرس می شود.
موادی که بر دستگاه تصفیه‌ی بدن سنگینی کند، شمار رادیکال‌های آزاد را بالا می‌برد، به‌این ترتیب درون و بیرون بدن را فرسوده و چروکیده و دچار پیری زودرس می‌کنند. باید گفت که نیروی بدن را تحلیل برده و بیماری‌ها را فرا می‌خوانند.
سموم: موادمخدر، داروهای شیمیائی، فست فودها، روغنها و ...
نمونه‌های مواد مضر: نیکوتین، الکل، موادمخدر، داروهای شیمیائی، فست فودها، روغنهای مایع و جامد مرسوم، چربی‌ای که درون چیپس و ذرت بوداده و غیره است، شکر، کافیین، اشعه‌ی الکترومغناطیس، داروها، و سم‌های محیط زیست که مضرترند.پاک‌ كردن و تصفیه‌ی مواد زاید یکی از پرزحمت‌ترین جریان‌ها برای بدن انسان می‌باشد. زیرا، بدن در این سم‌زدایی، بیشترین انرژی خود را صرف ساختن مولکول‌ها نه نابودی آنها می‌کند.
80 درصد انرژی بدن صرف زدودن سموم بدن:
در هر شبانه روز، بدن ما مقدار قابل توجهی از انرژی خود را صرف ساختن مولکول‌های نو می‌کند و 80 درصد از انرژی صرف زدودن سموم است.
با کم کردن موادسمی ‌و زدودن رادیکال‌های آزاد، بدن یاری داده می‌شود تا خوش‌بینانه مواد مفید را مصرف کند. پس این ما هستیم که با انرژی مثبت خود در راه‌اندازی بدن بسوی سلامتی و تندرستی را ممکن می‌سازیم. اگر هرکدام از ما هرروز بتواند ویتامین و موادمعدنی اضافی مصرف کند، از این راه نیز می‌تواند به‌تندرستی خود بیشتر کمک کند. این یاری، قرصی حاوی گروه ویتامین های ‌B + ویتامین C + ویتامین E + بتاکارتن وسلن می‌تواند باشد. اگر ممکن باشد که شخص آزمایش مو برای میزان درست مواد معدنی را انجام دهد، بهتر می فهمد که چه میزان از آنها را نیازدارد.
باتوجه به‌این که عفونت‌ها در اثر کمبود مس در بدن زیاد و کمبود روی آن را نیز بدتر می‌کند، آنتی اکسیدانت Q10 برای افراد با متابولیسم تند مناسب نیست و درعوض ویتامین‌ها و مواد معدنی بکار برده شوند. ابدا شوخی نیست که شخص با تنی ناسالم 100 ساله شود. زیرا این افراد با اندکی توجه شاید می‌توانستند سالم‌تر باشند.
اگر شخص غذای مناسب با ویتامین‌های فراوان و مواد معدنی و مواد سپور مناسب مصرف کند، بنابر قانون زیست انسان باید بتواند در 90 سالگی انرژی یک فرد 70 ساله را داشته باشد و دو ماراتن را در 3 ساعت به‌پایان برساند. یک شخص 70 ساله ازنظر فکری و جسمی با یک شخص بسیار جوان‌تر می‌تواند برابری کند. پس شمارش سن ربطی به‌سن بیولوژیکی ندارد.
بسیاری از افراد مسن، نیاز فراوانی به‌مواد بنیادی دارند که بتوانند بسادگی بر بیماری‌های عفونی پیروز شوند؛ یا به‌گیج و مات بودن که ابتدای شروع دمنت را خبر می‌دهد، دچار نگردند.
نقش مواد معدنی و ویتامین ها در رشد و شادابی انسان:
رانجیت ک. چاندرا پروفسور در دانشگاه مموریال نیوفوندلند کانادا در رشته‌ی نیروی ایمنی بدن، در سخنرانی خود چند سال پیش اظهار داشت: «‌از بین مهم‌ترین انواع ویتامین‌ها و مواد معدنی، تنها 18 نوع از آنها می‌توانند مصونیت بدن افراد مسن را در برابر بیماری‌ها زیاد کرده و ابتلای به ‌بیماری‌های عفونی را در آنها به نصف برساند».
اکنون پس از سالیان سال علم پزشکی سخنان پروفسور رانجیت را درک کرده و در حال عملی کردن آن است.
روشن نیست که چرا این کار این همه سال بطول انجامیده است. ما هرکدام تجربه‌ی گل‌های توی باغچه و سبزیجات را با چشم مشاهده کرده‌ایم. زمانی که به‌آنها کود، مواد، آب و آفتاب مناسب داده شود، رشد و شادابی آنها نیز بمراتب بیشتر می‌شود. ما برای زیست بهتر و شادابی زیادتر و کمک به‌سلول‌های بدن برای ترمیم و تولید نیاز به‌مواد مقوی و مغذی داریم.در سال، 99 درصد از اتم‌های بدن تغییر و تحول یافته و بدن نو می‌شود. زمانی که بدن اسباب و وسایل این بازسازی را نداشته باشد، پس وضع از این هم بدتر خواهد شد.
کمبود ویتامین C، بیماری اسکوربوت و کمبود ‌ویتامین D، راشیتیسم را بنا می‌نهد. پس تصور این که کمبود ‌مواد مورد نیاز بدن چه پیش آمدهایی را می‌تواند بروز دهد، ساده خواهد بود.
کمبود آنتی اکسیدانت، ویتامین‌ها، مواد معدنی و چربی‌های ضروری، سبب عفونت‌ها،انواع بیماریهااز جمله سرطان شده و می‌تواند بدن را مستعد مشکلاتی از قبیل: گرفتگی رگ‌های خونی، تحلیل مفصل‌ها ،عفونت روده ها ، مخاط درون رحم ، دهان و دندان‌ها و غیره کند.
پذیرش حقیقت سه مرحله دارد:
1- نخست خنده دار است،
2- سپس در مقابل پذیرش مقاومت را می‌آفریند،
3- دست آخر قبول نکردن آن دور از منطق شمرده می‌شود.
شوپنهاور(1788 ـ 1860) آلمانی. بزرگترین فیلسوف بدبین غرب

نویسنده: خانم پروفسور سوسونا اهدین Susanna Ehdin

مکمل هایی غذایی مرتبط:

مکمل غذایی زیبایی اندام،پوست،تقویت هورمون ها             
پکیج زیبایی اندام،سینه ها،باسن،عضلات                                    
مکمل غذایی چاقی،لاغری،تناسب اندام             
مکمل های غذایی زنبور عسل             
نوشیدنی ژل خالص،ترکیبی و چای آلوئه ورا             
مکمل های غذایی گیاهی،دریایی،میوه ها